شرح حال شهید کاک احمد مفتی زاده

15 اوت

استاد احمد مفتی زاده در بهمن ماه سال 1311 ه . ش د رخانواده ای اهل علم و فرهنگ مشهور به خانواده ی مفتی در سنندج چشم به جهان گشود . وی فرزند محمود مفتی و ایشان نیز فرزند علامه عبد الله دشه ای می باشندکه وی نیز اهل روستای دشه از توابع شهرستان پاوه بوده که بعدها در سنندج اقامت گزیده است .
علامه دشه ای دوران طلبگی را در مناطق مختلف کردستان ایران و عراق به تحصیل علوم دینی سپری کرده و بعدها یکی از عالمان مشهور زمان خود می گردد که به علت شایستگی علمی و دینی اش به عنوان مدرس دار الاحسان و مفتی کردستان برگزیده می شود .
ملا عبدالکریم مدرس در کتاب « علماءنا فی خدمت علم و الدین » از وی به عنوان عالمی بزرگ یاد می کند .
علامه عبدالله دشه ای شش فرزند پسر داشته که همه ی آن ها سرآمد روزگار خود بوده اند :
1 – ماموستا ملا محمّد رشید عالمی بزرگ که در بیروت وفات یافته است . 1
2- ماموستا ملا خالد مفتی ، مفتی و حاکم شرع رسمی کردستان که تا هنگام وفاتش ( 1355 ه . ش ) این مسئولیت را داشته است 2
3 – ماموستا ملا محمّد مهری ملقب به برهان الاسلام که استاد حقوق و ادبیات عرب دانشگاه استانبول بوده است3.
4- دکتر محمّد صدیق مفتی زاده ، دکترای الهیات و استاد زبان کردی دانشگاه تهران که مدتی نیز مدرس زبان کردی رادیو تهران بود .۴
5- دکتر عبدالرحمن مفتی زاده
6- ماموستا محمود مفتی ( پدر کاک احمد ) فرزند ارشد خانواده بود ، که در همه ی علوم دینی مخصوصاً فقه ،اصول و فلسفه تسلط کافی داشت و در زمان حیات پدرش به عنوان مفتی و حاکم شرع کردستان برگزیده شد و یکی از استادان برجسته ی فقه شافعی دانشگاه تهران به شمار می آمد1.
کاک احمد دارای دو برادر و یک خواهر بوده است . برادرانش هر چند فعالیت دینی نداشته اند امّا انسان هایی فهیم ، رشید و اهل عقیده بوده اند . برادر بزرگش عبدالله و برادر کوچکش هادی نام داشت ، که هر دو در زمان حیات کاک احمد وفات نموده اند .
خواهر ایشان مرحومه سفیره خانم ، همسر مرحوم بابا مردوخ روحانی ، زنی محترم ، شایسته و دیندار بود که به شعر وادب علاقه ای بسیار داشت، تا جائی که بسیاری از اشعار کردی ، فارسی و عربی را از حفظ بوده اند .کاک احمد در مدارس سنتی آن دوره در کردستان ایران و عراق از جمله در شهر های سنندج ، مریوان ، بیاره ، سلیمانیه و … تحصیل نموده اند . ایشان در همان دوران نوجوانی دارای استعداد بسیار بالایی بوده تا جایی حتی کتابهایی که به صورت درس آنها را نخوانده بود ، فقط با یکبار مطالعه آن را در حد عالی تدریس می نمود .
ایشان از همان عنفوان جوانی دارای روحیه ای آزادی خواهانه بوده اند . در آن موقع حزب دموکرات ایران ، تنها حزب فعال و تأثیر گذار در منطقه بود که اکثر علماء و بزرگان دین در آن فعالیّت داشتند ، و مبانی فکری خود را از اسلام می گرفتند 1 .کاک احمد نیز همچون دیگر آزادی خواهان در این حزب فعالیّت داشتند تا اینکه در سال 1341 ه.ش ایشان را به اتهام وابستگی به حزب دموکرات روانه ی زندان کردند .اتهامات وی در این دو مورد خلاصه می شد:
1- مسؤلیّت حزب دموکرات در شاخه ی مرکز (تهران)
2- رابط حزب دموکرات ایران و ترکیه
کاک احمد در زندان خواب هایی می بیند که منشأ تغییرات اساسی فکری در وی می گردد.2
وی در زندان به این نتیجه می رسد ، که ایمان تنها راه نجات انسان و عامل رستگاری اوست و بزرگترین درد بشریّت به طور عموم دور شدن آنها از قرآن و سنت است .پس از مدتّی کاک احمد از زندان آزاد می شود و فعالیّت دینی خود ار از سال 1342 ه. ش در مسجد سید مصطفی سنندج آغاز می کند .خود ایشان در این باره می گویند :
«پس از سالها شرایطی فراهم آورد که به بی محتوایی و سطحی بودن اقدامات گذشته ام پی بردم و از سال 1342 تصمیم گرفتم همان خط سبز اصلی انقلاب اسلامی را که پیامبر بزرگ حضرت محمد (ص) ترسیم فرموده بود پیش گیرم .»

ادامه ی مطلب را مشاهده فرمایید….

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

پس از طلوع نور ایمان در وادی گرم و سوزا ن حجاز و نزول آیات جان بخش قرآن بر رحمة للعالمین ، محمد مصطفی (هزاران سلام بر او باد) و تربیت بزرگ مردانی بر اساس برنامه هدایت خداوندکه هر کدام چون ستاره ای تابناک بر وادی غرق در ظلمت روزگار خود تابیدند و با هجرت سبزشان به مدینه ی نور و رحمت ، زمینه ی پرتو افشانی نور هدایت را به جهان ظلمت زده ی آن روزگار فراهم نمودند نسیم رحمت و هدایت الهی آرام آرام وزیدن گرفت و ظلمت و سیاهی را از سیمای خسته و غبار آلود زمین زدود و نقاط مختلف جهان را در نوردید .
کردستان نیز از این نور و رحمت و نسیم هدایت بی نصیب نماند و جابان کردی اولین کسی بود از این دیار که در حیات مبارک پیامبر رحمت (ص) ندای توحیدی اسلام را لبیک گفت و به افتخار صحابی بودن پیامبر نائل گشت. در سال 18 هجری کردستان سر فراز آغوش گرمش را عاشقانه به روی اسلام گشود و پرچم توحید و یکتا پرستی را بر بلندای قندیل و زاگرس بر افراشت از آن زمان تاکنون که بیش از 14 سده می گذرد کرد ها نیز ، همچون اقوام دیگر همواره پیرو قرآن و سنت پیامبر بوده اند . از همین روست که برهر نقطه ای از این دیار که بگذری آثار همیشه ماندگار دین رحمت و هدایت خداوند را بر سر و سیمای آن نظاره می کنی . در هر نقطه ای از کردستان که چشمه ای جوشیده ، سنگی رو به قبله نهاده شده و در هر نقطه ای از این سر زمین _ و لو دورترین و محروم ترین منطقه که سکونت گاه مردمان باشد _ مسجدی بنا شده است تا عاشقان و رهروان راه عبودیّت ، سر تعظیم بر آستان پاک حضرت الوهیّت فرو آورند و پیمان بندگی خود را که دیر زمانی است با او بسته اند تجدید نمایند .
در حقیقت در طول تاریخ اسلامی بزرگ مردان و شیر زنان بی شماری از سلاله ی جابان و صلاح الدین ، دینوری ها ، آمدی ها ، ابن تیمیه ،شیخ محمد عبده پا به عرصه ی وجود نهاده اند ، که در علوم رایج زمان خود سر آمد روزگار بوده اند و در بنای امت بزرگ اسلامی نقش به سزائی داشته اند .
اما افسوس به علت کم بودن تعداد افراد با سواد ، و ارج ننهادن گذشتگانمان به علم و فرهنگ و همچنین تهاجم ناجوانمردانه ی بیگانگان به سر زمین مان که سبب از بین رفتن و تاراج بسیاری از کتاب های تاریخی این ملّت شده است ، سر گذشت بسیاری از زنان و مردان بزرگ ما نیز ، با مرگ آنها ار میان رفته است ، خسارت بزرگی که هیچ گاه قابل جبران نخواهد بود . امروزه بر همگان واجب است که با تلاش خستگی نا پذیر و دلسوزانه ی خود در راه حفظ و نگهداری میراث فرهنگی و تاریخی شان بکوشند و همه ی ما اعم از ادیبان و نویسندگان ، محققان ، دانشجویان و …در این راه صادقانه تلاش نماییم تا مدیون آیندگانمان نباشیم.
یکی از مجاهدان بزرگ راه حق که در این چند سال اخیر خداوند بزرگ وی را به این سر زمین هدیه نمود کاک احمد مفتی زاده بود . نا گفته پیداست که شناساندن شخصیت دینی ،سیاسی و اجتماعی کاک احمد کاری دشوار است و نیاز به تحقیق کارشناسان و پیروان راه ایشان دارد تا شخصیت وی را از جنبه های مختلف مورد مطالعه و تحقیق قرار دهند .
هدف از این نوشتار بررسی جوانب شخصیت کاک احمد نیست ، بلکه نگاهی است گذرا به این حرکت اسلامی( مکتب قرآن ) در چند دهه ی اخیر ؛ امّا چون بنیانگذار این حرکت کاک احمد مفتی زاده بو ده ، ضرورت ایجاب می کند که به زندگی ایشان نظری بیاندازیم و در خلال آن با مکتب قرآن ، اهداف و چگونگی به وجود آمدن آن نیز آشنا شویم .
در حقیقت می توان گفت که کاک احمد یکی از مجددین بزرگ دنیای اسلام در قرن اخیر و پیشگام بیداری اسلامی معاصر در کردستان می باشد که در بنا نهادن ساختمان عظیم بیداری اسلامی نقش بسزایی ایفا کرده است ، ساختمانی که به دست پر توان و مجاهدت بی امان بزرگ مردانی چون ، جمال الدین افغانی ، محمد عبده ، رشید رضا ، حسن البنّا ، امام مودودی ، سعید نورسی ، سید قطب و بزرگانی دیگر بنا شده است .
از خداوند می خواهیم که درجات این مجاهد بزرگ و خستگی ناپذیر راه حق و عدالت را پیوسته عالی و عالی تر نماید و وی را در زمره ی صدیقین و شهداء و صالحین قرار دهد .
………………………………………………………………………………….

شرح حال:

استاد احمد مفتی زاده در بهمن ماه سال 1311 ه . ش د رخانواده ای اهل علم و فرهنگ مشهور به خانواده ی مفتی در سنندج چشم به جهان گشود . وی فرزند محمود مفتی و ایشان نیز فرزند علامه عبد الله دشه ای می باشندکه وی نیز اهل روستای دشه از توابع شهرستان پاوه بوده که بعدها در سنندج اقامت گزیده است .
علامه دشه ای دوران طلبگی را در مناطق مختلف کردستان ایران و عراق به تحصیل علوم دینی سپری کرده و بعدها یکی از عالمان مشهور زمان خود می گردد که به علت شایستگی علمی و دینی اش به عنوان مدرس دار الاحسان و مفتی کردستان برگزیده می شود .
ملا عبدالکریم مدرس در کتاب « علماءنا فی خدمت علم و الدین » از وی به عنوان عالمی بزرگ یاد می کند .
علامه عبدالله دشه ای شش فرزند پسر داشته که همه ی آن ها سرآمد روزگار خود بوده اند :
1 – ماموستا ملا محمّد رشید عالمی بزرگ که در بیروت وفات یافته است . 1
2- ماموستا ملا خالد مفتی ، مفتی و حاکم شرع رسمی کردستان که تا هنگام وفاتش ( 1355 ه . ش ) این مسئولیت را داشته است 2
3 – ماموستا ملا محمّد مهری ملقب به برهان الاسلام که استاد حقوق و ادبیات عرب دانش
اه استانبول بوده است3.
4- دکتر محمّد صدیق مفتی زاده ، دکترای الهیات و استاد زبان کردی دانشگاه تهران که مدتی نیز مدرس زبان کردی رادیو تهران بود .۴
5- دکتر عبدالرحمن مفتی زاده
6- ماموستا محمود مفتی ( پدر کاک احمد ) فرزند ارشد خانواده بود ، که در همه ی علوم دینی مخصوصاً فقه ،اصول و فلسفه تسلط کافی داشت و در زمان حیات پدرش به عنوان مفتی و حاکم شرع کردستان برگزیده شد و یکی از استادان برجسته ی فقه شافعی دانشگاه تهران به شمار می آمد1.
کاک احمد دارای دو برادر و یک خواهر بوده است . برادرانش هر چند فعالیت دینی نداشته اند امّا انسان هایی فهیم ، رشید و اهل عقیده بوده اند . برادر بزرگش عبدالله و برادر کوچکش هادی نام داشت ، که هر دو در زمان حیات کاک احمد وفات نموده اند .
خواهر ایشان مرحومه سفیره خانم ، همسر مرحوم بابا مردوخ روحانی ، زنی محترم ، شایسته و دیندار بود که به شعر وادب علاقه ای بسیار داشت، تا جائی که بسیاری از اشعار کردی ، فارسی و عربی را از حفظ بوده اند .کاک احمد در مدارس سنتی آن دوره در کردستان ایران و عراق از جمله در شهر های سنندج ، مریوان ، بیاره ، سلیمانیه و … تحصیل نموده اند . ایشان در همان دوران نوجوانی دارای استعداد بسیار بالایی بوده تا جایی حتی کتابهایی که به صورت درس آنها را نخوانده بود ، فقط با یکبار مطالعه آن را در حد عالی تدریس می نمود .
ایشان از همان عنفوان جوانی دارای روحیه ای آزادی خواهانه بوده اند . در آن موقع حزب دموکرات ایران ، تنها حزب فعال و تأثیر گذار در منطقه بود که اکثر علماء و بزرگان دین در آن فعالیّت داشتند ، و مبانی فکری خود را از اسلام می گرفتند 1 .کاک احمد نیز همچون دیگر آزادی خواهان در این حزب فعالیّت داشتند تا اینکه در سال 1341 ه.ش ایشان را به اتهام وابستگی به حزب دموکرات روانه ی زندان کردند .اتهامات وی در این دو مورد خلاصه می شد:
1- مسؤلیّت حزب دموکرات در شاخه ی مرکز (تهران)
2- رابط حزب دموکرات ایران و ترکیه
کاک احمد در زندان خواب هایی می بیند که منشأ تغییرات اساسی فکری در وی می گردد.2
وی در زندان به این نتیجه می رسد ، که ایمان تنها راه نجات انسان و عامل رستگاری اوست و بزرگترین درد بشریّت به طور عموم دور شدن آنها از قرآن و سنت است .پس از مدتّی کاک احمد از زندان آزاد می شود و فعالیّت دینی خود ار از سال 1342 ه. ش در مسجد سید مصطفی سنندج آغاز می کند .خود ایشان در این باره می گویند :
«پس از سالها شرایطی فراهم آورد که به بی محتوایی و سطحی بودن اقدامات گذشته ام پی بردم و از سال 1342 تصمیم گرفتم همان خط سبز اصلی انقلاب اسلامی را که پیامبر بزرگ حضرت محمد (ص) ترسیم فرموده بود پیش گیرم .»
——————————————–
ازدواج و فرزندان :

کاک احمد دو همسر اختیار نموده ، یکی از آنها دختر خاله اش بود که به واسطه ی مادرش این وصلت صورت گرفت اما بعد ها مشخص شد که تناسب چندانی با یکدیگر ندارند .کاک احمد در آن زمان در عراق مشغول تحصیل بوده و بسیار صادقانه همسر را متوجه می سازد که با توجه به شرایط زندگیش نخواهد توانست او را خوشبخت نماید ، لذا به صورت توافقی از همدیگر جدا می شوند .همسر دوم ایشان که بعد از او هیچ گاه همسری اختیار نکردند مرحومه خدیجه خانم مهتدی فرزند مرحوم حاج رحمان آغای مهتدی بوکان بود .
در آن زمان ، حاج رحمان آغای مهتدی و مرحوم ملا محمود مفتی ( پدر کاک احمد ) هر دو از علمای بر جسته منطقه و از استادان کرسی فقه شافعی در دانشگاه تهران بودند .کاک احمد بعضی وقت ها به جای پدرش مسؤلیّت تدریس در دانشگاه را به عهده می گرفت .1 و این سبب آشنایی کاک احمد با حاج رحمان می گردد ، و به واسطه ی استعداد بسیار و شجاعت بی نظیرش خیلی زود مورد توجه دانشجویان و اساتید ، از جمله حاج رحمان قرار می گیرد و همین آشنایی زمینه ی ازدواج کاک احمد با دختر حاج رحمان را فراهم می آورد .
کاک احمد وی را خیلی دوست داشت و بسیار به نیکویی از ایشان یاد می کرد زیرا همسرش علیرغم رفاه خانواده ی پدرش ، در اوج فقر با کاک احمد زندگی می کرد.کاک احمد خود در این باره می گوید:» زمانی به خاطر مبارزه با رژیم شاه همه چیز را از دست داده بود شغل و موقعیّتش را از او گرفتند و در نهایت فقر زندگی می کرد . تا جایی که تنها فرزندش 2 چندین روز بهانه ی سیب می گیرد اما به خاطر فقر و نداری قادر به خرید حتی یک سیب هم نبوده است همسر کاک احمد نه تنها به خاطر فقر مالی او اعتراض نمی نماید ، بلکه در مقابل اعتراض بقیه ی اعضای خانواده از جمله مادر کاک احمد که می خواهد از طریق ایشان (همسر دوم کاک احمد) کاک احمد را وادار نماید تا به خاطر رفاه خود و خانواده اش از مبارزات سیاسی اش دست بکشد ،قاطعانه ایستادگی می کند و ضمن حمایت از همسرش در جواب مادر شوهرش می گوید: مادر جان، می دانم که احمد بهتر از ما خوب وبد را تشخیص می دهد و از این گذشته ،چنان نیست که ما را در فشار قرار دهد و خودش خوش بگذراند ، پس وقتی خودش سختی و رنج را تحمل می نماید حتماًصلاح و غیر را در آن می بیند ، لذا ما هم سختی راه او را تحمل می کنیم.»
بدین گونه نه تنها به کاک احمد اعتراض نمی نماید، بلکه در برابر اعتراض خانواده ی وی نیز از او حمایت نموده و در اوج فقر ونداری حاضر نبوده مشکلات و سختی های زندگیشان را نزد خانواده ی خود ابراز نماید .
سرانجام خدیجه خانم ، این زن بزرگ والگوی زنان مسلمان در سال 1350 ه . ش با عزت و سربلندی دار فانی را وداع گفت و
اک احمد را با محمّد ژیان تنها گذاشت ، کاک احمد پس از فوت خدیجه خانم هیچگاه همسر دیگری اختیار ننمود و تمام وقت خود را وقف راه خدا و مبارزه با ظلم و استبداد نمود .
———————————————–
وضعیت شغلی :

كاك احمدمدتی به عنوان مدرس دارالاحسان در سنندج به امر تدریس می‌پردازد ، پس از آن مدتی در دفتر اسناد و مدارك تهران مشغول به كار می شود ، سپس به عنوان استاد دانشگاه تهران مدتی به تدریس در دانشگاه می پردازد ، مدتی نیز در رادیو تهران و رادیو كردستان فعّالیّت می‌نماید. از سال 1342 ه.ش به بعد كه راه دین را برای خدمت به مردم بر می‌گزیند ، وضعیت زندگی‌اش هم به تبع افكارش تغییر می‌كند و زندگی ساده‌ای همچون زندگی مردم فقیر و تهیدست را انتخاب می كند.
كاك احمد هیچ گاه به هیچ نهاد و ارگانی وابسته نبوده است آنچنان كه خود می گوید ، ابتدا به كار كشاورزی می پردازد و در روستاهای ‹‹زاغه›› و ‹‹به‌رده‌ره‌ش›› از توابع شهرستان دیواندره زمین كشاورزی داشته است و بعد از آن با چند نفر از دوستانش ، در سنندج در شركتی تأسیساتی و ساختمانی به نام ‹‹امانیه›› به كارگری می پردازد.

——————————————–

كاك احمد و حاكم شرعی كردستان :

حاكم شرعی عنوانی بود ویژه‌ی بعضی از علمای برجسته‌ی این مناطق كه به مسائل فقهی و احوال شخصیه مانند : نكاح، طلاق، ارشاد و نیز حل اختلافات گوناگون بین مردم می‌پرداخت و این ها مسائلی بودندكه دادگستری در آنها دخالت نمی كرد ، حاكم شرع مقامی رسمی بود كه از طرف دادگستری و به پیشنهاد عده ای از قضات به این سمت منصوب می شد ، در سال1355ه.ش پس از استعفای ماموستا خالد مفتی ، عموی كاك احمد از حاكم شرعی، عدّه ای از قضات دادگستری با توجه به شناختی كه از آراء و نظریات روشنفكرانه‌ی كاك احمد، مخصوصاً در مسائل سیاسی، اجتماعی و خانوادگی داشتند این مسؤلیت را به ایشان پیشنهاد می كنند كه كاك احمد ابتدا به دلائلی حاضر به پذیرش آن نمی‌شود امّا در نهایت عواملی سبب می‌شودكه كاك احمد این مسؤلیت را بپذیرد از جمله این كه به ایشان گفته بودند كه اگر شما این مسؤلیت را نپذیریدبه افراد دیگری واگذار می‌شودكه چندین مشكل را بوجود می‌آورند؛ یكی اینكه بدون توقع و دستمزد برای مردم كار نمی كنند بلكه در مقابل هر جوابی كه به مسائل شرعی بدهند پولی از مردم می گیرند واین چیزی است كه از دیدگاه شما حرام است، دوم اینكه نظرات چنین افرادی اغلب سطحی است و فتوا و احكامی كه صادر می كنند حلال مشكلات امروز مردم نمی شود.
در سال 1356 ه . ش حكومت شاه متوجه شد كه اشتباه بزرگی را مرتكب شده‌است چون كاك احمد از دیرباز با رژیم سابقه مبارزاتی داشت و آنروزها فعالیت سیاسی و مبارزاتی خود را علیه رژیم شدت بخشیده بود و چون بخاطر حاكم شرع بودن، مصونیت سیاسی داشت نمی‌توانستند او را دستگیر و زندانی نمایند و این معضلی شد برای رژیم،لذا متوسل به توطئه شدند اما این با ر كاك احمدنه به خاطر موقعیت شخصی ، بلكه به خاطر مبارزه با رژیم و خنثی كردن توطئه ی آنان، حاضر به پذیرفتن استعفا نشد و به مقابله با رژیم پرداخت ، به این ترتیب تا پایان عمر شاهنشاهی و اوایل انقلاب نیز این مسؤلیت بر عهده‌ی ایشان بود كه پس از آن به علت مشغله‌های كاری زیاد از این سمت استعفا داد .
……………………………………………………………………………………..
فعالیت دینی و تأسیس مكتب قرآن :

همانگونه كه پیشتر اشاره شد، كاك احمد فعالیت دینی خود را از سال 1342 ه.ش آغاز نمود، از سال 1342 تا سال 1350 ه . ش ،به عنوان شخصیتی دینی اما منفرد و تنها مشغول به فعالیت بود از سال 52 برنامه ها و فعالیتهای كاك احمد از محدوده‌ی مساجد خارج و به میان مردم كشیده شد. ایشان در سال56 ابتدا در مریوان و سپس در سنندج « مدرسه‌قرآن » را تأسیس نمودند كه مورد استقبال مردم این مناطق قرار گرفت.
سال 1356 همزمان با راهپیمایی و تظاهرات مردم ایران علیه رژیم شاهنشاهی ، كاك احمد بنا به وظیفه‌ی دینی و ملّی كه داشت جهت تنویر افكار عمومی در مسجد امین سنندج جلساتی هفتگی تشكیل داد ، كه به گرمی از آن استقبال می‌ شد .
سال 1357 انقلاب ایران وارد مرحله‌ی جدیدی شد ، كاك احمد نیز ناچاراً برنامه‌های مدرسه‌ی قرآن را موقتاً تعطیل نمود و تمامی تلاش خود را درخنثی نمودن توطئه ها و دسیسه‌های شاهنشاهی در كردستان و همگام نمودن مردم و پیروانش با انقلاب معطوف نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر نظام شاهنشاهی و تشكیل شورای انقلاب و دولت موقت ، كاك احمد طرح های زیادی در مورد نیازهای اساسی مملكت و تأمین خواسته های بحق مردم از جمله طرح رفع ستمهای ملی مذهبی و طبقاتی برایشان فرستاد و ضمن چندین مسافرت به تهران و قم از نزدیك ، مسائل را با مسؤلین در میان گذاشت كه متأسفانه آنطور كه می‌بایست بدان توجه نشد. پس از تلاشهای مستمر در طول ماه های اول انقلاب و مخصوصاً هنگام تدوین قانون اساسی كه متاسفانه ثمربخش نیفتاد ، قانونی را نوشتند كه در مورد رفع این ستم ها هیچ اصول قاطع ، صریح و عملی در آن به چشم نمی خورد ، كاك احمد ناچار شد گوشه ای از مسائل را با مردم در میان بگذارد.
او از همان اوایل ، عدم كارایی و نداشتن فكر دینی و روحیه ی اسلامی برخی از مسؤلین را درك كرده بود لذا با فرستادن اخطارهایی مكرر به دولتمردان هشدار می دادكه: ‹‹ شما با این كارهای غیر اسلامی و غیر انقلابیتان ، مسیر انقلاب را عوض می كنید و ……
›. پس از آنكه كاك احمد متوجه شد كه انقلاب از مسیر صحیح خود منحرف شده است وارد عرصه‌ی اصلاح شد و سعی نمود كه مسیر انقلاب را اصلاح نماید در كنفرانسی كه در سنندج تحت عنوان ‹‹ خودمختاری›› برگزار شد و در آن نماینده هایی از تمام احزاب فعال در كردستان حضور داشتند ، كاك احمد بحث مفصلی را تحت عنوان «حكومتهای ایالتی و ولایتی» كه در آن زمان موضوع تازه‌ای بود ، مطرح و درآنجا اعلام نمود كه خودمختاری حق مسلم كردهاست ، متاسفانه انقلاب از مسیر اسلامی خود منحرف شده است و گرنه آزادیی كه اسلام برای انسان به ارمغان می‌آورد بسی بزرگتر از خودمختاری است . پس از آنكه كاك احمد از اصلاح مسیر انقلاب ناامید شد و تلاشهای شبانه‌روزی‌اش برای اصلاح قانون اساسی و رفع ستم های ملی مذهبی و طبقاتی مثمر ثمر واقع نشد در آبان ماه سال 1358 ، به دلائلی كه آنرا مفصلاً در كتاب ‹‹ در باره‌ی كردستان ›› بیان نموده است ، تكلیف دینی خود را كناره‌گیری از سیاست و قطع رابطه با حكومت دانست .
لذا به همراه عده‌ای از مسلمانان متعهد كردستان به كرمانشاه مهاجرت می‌نماید و به دور از مسائل سیاسی ، كارهای اساسی خود را كه با پیش‌آمدن انقلاب تعطیل شده بود ، از سر می گیرد .
از آن پس تلاش های زیادی شد كه با وعده‌های تكراری ، بار دیگر كاك احمد را وادار به دخالت در فعالیت سیاسی نمایند امّا ایشان با شناخت كامل از كل جریانات سیاسی ، حاضر به پذیرفتن چنین درخواست هایی نشد .
در اردیبهشت ماه سال 1359 ه . ش موجباتی پیش آمد كه كاك احمد بار دیگر آخرین نظرات خود را در باره‌ی انقلاب و سرنوشت آن به مسؤلین و ملت اعلام كرد. بنابراین نظرات خود را با دو عنوان ‹‹ تحلیل كلی مسائل كردستان ›› و ‹‹ طرح اصلاحی قانون اساسی›› بیان نمود و یك نامه پیوست آن برای رئیس جمهوری وقت (بنی صدر) فرستاد تا بار دیگر وظیفه‌ی دینی خود را در برابر ملت مسلمان ایران انجام داده و اتمام حجت كرده باشد امّا متأسفانه تحرکی از مسئولین در این زمینه دیده نشد .
در سال 1359 ه . ش ، پس از دو روز بازنگری در کار مدرسه ی قرآن طی جلسات متعدد و پیوستن گروه «ئه ستیره»1 به آن ، مدرسه ی قرآن به « مکتب قرآن » تغییر نام داد.
کاک احمد همیشه ندای وحدت سر می داد و برای اصلاح قانون اساسی و رفع نواقص آن بسیار می کوشید ، بویژه به نسبت اصل مستبدانه و تنگ نظرانه ی دوازدهم قانون اساسی مبنی بر اینکه ، شیعه ی اثنا عشری ، مذهب رسمی کشور می باشد ، به مقابله برخاست و خواهان تشکیل « شورای اهل حل و عقد » در تمام مناطق ایران به منظور فراهم نمودن زمینه ی حکومت شورایی گردید . ایشان معتقد بود که مذهب خاصی نمی تواند بر ایران که از مذاهب و فرق مختلفی تشکیل شده است حکومت کند و همه را زیر یک پرچم جمع نماید . کاک احمد نقطه نظرات خود را به کرات با مسئولین جمهوری اسلامی همچون طالقانی ، منتظری ، بازرگان و … در میان گذاشت که متأسفانه هیچ حاصلی در بر نداشت .
——————————————–
تأسیس شمس :

شورای مرکزی اهل سنت (شمس) در سال 1360ه . ش با هدف دفاع از اهل سنت ایران در تهران تأسیس گردید . شورای مذکور اولین کنگره ی خود رادر تاریخ دوازده و سیزدهم فروردین ماه سال1360 ه . ش تشکیل داد ، که عالمان و فرهیختگانی چون استاد شهید ناصر سبحانی ، مولوی عبدالعزیز ملا زاده مدرس حوزه ی علمیه زاهدان ، ملا عبدالله محمدی امام جمعه ی سقز و … به شورای مرکزی راه یا فتند.
شمس فقط به مکتب اختصاص نداشت بلکه تمامی مناطق اهل سنّت را پوشش می داد و اعضای شورای مرکزی آن نیز از عالمان اهل سنّت ایران (اعم از مکتبی و غیر مکتبی) تشکیل شده بود ، نام شمس به سرعت در کردستان و کرمانشاه گسترش پیدا کرد.
شمس در نظر داشت دومین کنگره ی خود را در دوازده و سیزدهم فر وردین 1361ه . ش بر گزار نماید که جو سیاسی آن زمان اجازه ی این کار را به آنها نداد ، سر انجام دومین کنگره ی شمس در چهاردهم و پانزدهم مراد ماه سال 1361ه . ش در منزل کاک احمد در کرمانشاه بر گزار شد . در روز جمعه پانزدهم مرداد همان سال در مسجد جامع امام شافعی دو نفر از اعضای مکتب دستگیر شدند و در نوزدهم مرداد همان سال ، جمعی دیگر از مکتبیان در کامیاران به اسارت در آمدند. این دستگیری همچنان ادامه یافت تا اینکه در بیست و ششم مرداد مجموعه ای از اعضای رده بالای مکتب همچون کاک حسن امینی ، کاک عزیز امینی ، کاک فاروق فرساد و … دستگیر شدند .
سر انجام در هشتم شهریور همان سال کاک احمد نیز دستگیر و روانه ی زندان شد که این بار به مدت ده سال به طول انجامید. کاک احمد تا سال 1368 ممنوع الملاقات بود و حتی نزدیکان او نیز نمی توانستند با او ملاقات نمایند از سال 1368به بعد ملاقات کاک احمد برای همه ی بستگانش و بعضی اوقات اعضای شورای وقت مکتب فراهم گردید و از این طریق کاک احمد از جریان کار و فعالیت کلی مکتب آگاهی داشت .
کاک احمد در مدت ده سال زندانی ، شدید ترین و وحشیانه ترین شکنجه ها را تحمل کرد ، شکنجه هایی که زبان از توصیف آن ناتوان و شرمسار است .

چه بلاهایی که بر سر این مرد مجاهد نیاوردند و چه صخره های سختی را که با ناخن انگشتانش نتراشیدند و چه دام هایی که بر راهش نگسترانیدند ، تا ذرّه ای از مواضع درستش عقب نشینی کند ، اما این رادمرد، آن همه شکنجه ها را که خدا می داند و پیکر خسته ، و در عین حال استوار بعد از زندانش گواه ، تحمل نمود وحاضر نشد برای لحظه ای از آرمان بحقش دست بکشد و باطلی را امضاء و تأیید ن
ماید.


………….
………………………………………………………………………….

وضعیت مکتب بعد از وفات کاک احمد :

وفات کاک احمد نه تنها برای مکتب قرآن ، بلکه برای عموم مردم کردستان خسارت بزرگی در بر داشت . بخصوص پس از شهادت کاک فاروق فرساد در سال 1374 بر پیکره ی مکتب ، آسیبی جدی وارد آمد و به تدریج ، در برداشت از فکر کاک احمد میان افراد ، اختلاف به وجود آمد این اختلاف در بر داشت روز به روز گسترده تر می شد تا سر انجام در سال 1375 عده ی زیادی از افراد مکتب از اکثریت خارج شدند و مکتب قرآن عملاً به دو جناح تبدیل گردید .
تلاش های زیادی از جانب اطرافیان دلسوز هر دو جناح ، نزدیکان و سایر مسلمانان برای حل اختلافات میان دو جناح صورت گرفت که متأسفانه نتیجه ای در بر نداشت .
……………………………………………………………………………………..

((با تصرف و تخلیص))

منابع:

1-تاریخچه ی تأسیس جماعت اخوان در ایران و همکاری با مکتب…………………………………………………………… «نوار»
2-مصاحبه با کاک حسن امینی ………………………….. «نوار»
3-زندگینامه ی کاک فاروق فرساد …………………. «سی دی»
4- نشریه ی داخلی مکتب قرآن « راه ماه» منتسب به جماعت کاک حسن امینی شماره ی 1-2
5- بابا مردوخ روحانی. تاریخ مشاهیر کرد. جلد دوم چاپ دوم :تهران ، نشر سروش1382
6- احمد مفتی زاده . در باره ی کردستان . انتشارات نور 1359

منبع:سایت اصلاح

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

Advertisements

بدون پاسخ to “شرح حال شهید کاک احمد مفتی زاده”

  1. ناجی کرد اوت 15, 2007 در 3:28 ق.ظ. #

    برای راحتی بیشتر خوانندگان این قسمت را راه اندازی کردم

    هر چند ناشیانه است

    اما بباید گفت که یکی از قابلیت های این سیستم این است که نظرها را می توان به طور کامل ارائه کرد خوانندگان عزیز می توانند تا 2000 کاراکتر را نیز استفاده کنند در حالی که در قسمت نظرات میهن بلاگ فقط قادر به وارد کردن 650 کاراکتر هستیم

    و من الله توفیق

  2. محمد اوت 17, 2007 در 4:19 ب.ظ. #

    دوست عزیزسلام

    دراقدامی ضربتی غیرتوحیدی ازسوی بعضی ازوبلاگ های اهل سنت لینک های من حذف شد

    برای اطلاع بیشتربه وبلاگ چرابیاییدمطلب نگاهی برنظردوستان13رابخوانید

    به همین دلیل نیز،وبلاگ چرامجبورشددورززودترباعنوان آزادی –اختیار-ارتدادبه روزشود

    این مطلب پاسخگویی به دوستان است

    مخالفت های دوستان اهل سنت هرروزبیشترمی شودمن نمی دانستم این قدراهل سنت یاآزادی بیان مخالف است

    درضمن برای پیونددادن کلیه اهل سنت فارسی زبان لینک باکس لینک های زیبای اسلامی افتتاح شد

    لینک های زیبای اسلامی=http://islamfarsi.blogfa.com/

    ممنون

  3. نصر من الله اوت 17, 2007 در 4:20 ب.ظ. #

    سلام عليك.ميخواستم بدانم ايا شما حرفهايي را كه دراين سايت زده و از قول شمابيان نموده قبول داريد يا نه؟منتظرجواب هستم.http://radbedah.blogfa.com

  4. ناجی کرد در پاسخ به نصرمن الله اوت 17, 2007 در 4:20 ب.ظ. #

    با سلام
    برادر عزيز بنده چندين بار مدير اين وبلاگ و وبلاگ هاي ديگر را به مناظره در وبلاگ دعوت كرده ام اما هنوز جوابي مشاهده نكرده ام

    توصيه مي كنم مطلب كفر و ايمان از ديد گاه كاك احمد ( http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-8.ASPX) را مطالعه فرماييد پاسخ تمام سوالاتتان در آن مي باشد( البته سوالاتتان در رابطه با تكفير كاك احمد) چون كاك احمد به خاطر اين سخنراني ( كه به زبان كردي بوده و بنده آن را ترجمه كرده و به صورت مكتوب در آوردم) به كفر متهم شدند

    اگر هم آن را پسنديديد براي آگاهي بيشتر مردم آن را در وبلاگ پرمحتواي خود قرار دهيد و جزاك الله خيرا

    با تشكر
    و من الله توفيق

  5. محمد اوت 17, 2007 در 4:20 ب.ظ. #

    سلام برشمادوست عزیز.این گفتارازیکی ازیاران آن بزرگوارشهیداحمدمفتی زاده بعیدبودچرابه کلی گویی می پردازیدوتهمت دروغ گویی برمن می زنیداگر……………..
    بقيه صحبت هايم رادروبلاگم مي توانيدبخوانيدكامل به شماژاسخ دادم

  6. محمد اوت 17, 2007 در 4:21 ب.ظ. #

    سلام

    ممون ازديدارزيبايتان

    خوشحالم ازعذرخواهي تان نه اينكه شمااشتباه كرده بوديدچون تنههانسان هاي بزرگ به اشتباه خودژي برده ودرجبران آن كوشاخواهندبودوعذرخواهي مي كنند

    درحاليكه بارهاديدم مسلمانان جفامي كننداما….

    من به دوستي مثل شماافتخارمي كنم

    يك سئوال آيا آثاري ازآقاي مفتي زاده به صورت مكتوب نداريدتابرايم بفرستيدالبته تعدادي ازمطالب ايشان راازسايت هاي ديگرگرفته ام

    ممنون

  7. تحیت اوت 17, 2007 در 4:21 ب.ظ. #

    خداوند روح آن بزرگ مرد را شاد گرداند كه باعث افتخار اهل سنت هستند

  8. ارسطو اوت 17, 2007 در 4:21 ب.ظ. #

    سلام
    دوست عزیز انشا الله موفق باشی
    به ما هم سر بزن
    به امید اتحاد و همبستگی همه مردم اهل سنت

  9. مدير سني لينك باكس اوت 17, 2007 در 4:21 ب.ظ. #

    به دليل در خواست شما وحفظ اتحاد جامعه وبلاگ نويس اهل سنت و به در خواست يكي از همكاران تمامي مطالب سني لينك باكس حذف شد و در ادامه قصد انجام فعاليت را ندارد
    در پايان از همه دوستان
    دعوت به اتحاد مي كنم

  10. نصر من الله اوت 17, 2007 در 4:22 ب.ظ. #

    سلام علیک برادر ناجی کرد.بنده هیچگاه به کفر کسی اعتراف نخوام کرد مگر اینکه خودش حضورانزد من اعتراف به کفر خویش کند.وحتی اگراز نزد من نیز دور شودبازهم اورا کافر نمیخوانم چراکه ممکن است توبه کرده و ایمان بیاورد.چه برسد به شماکه کلمه طیبه را قبول داشته و اعتراف كنید.
    امااینکه اگرسایت شماراازلینک خود حذف کرده ام دلیل بر قبول نداشتن یا کافر دانستن شما (نعوذبالله)نیست

  11. نصر من الله اوت 17, 2007 در 4:22 ب.ظ. #

    شما (نعوذبالله)نیست.بلکه بنده چون از عقیده شما خبر ندارم و هنوز تحقیق نکرده ام لهذا آنراازلینک خودحذف کرده ام چراکه سایتهایی را در لینک خودقرار خواهم دادکه با اهداف این سایت مشترک باشد.درضمن باید بگویم بنده هیچگاه حتی به کفر شیعه نیر اذعان ندارم و فقط آنهارا افرادی بی اطلاع و دوراز حقیقت میدانم که دراثر ناآگاهی از دین واقعی اسلام به این وضع دچارآمده اندوبس.امیدوارم الله تعالی فرصت بیشتروتوفیق تحقیق درباره شمارا به من عطانماید.آمیین. السلام علیک والرحمه الله والبرکاته

  12. ناجی کرد در پاسخ به نصر من الله اوت 17, 2007 در 4:22 ب.ظ. #

    با سلام
    برادر عزيز ما هم هيچ گاه چنين جسارتي را نسبت به شما نكرده ايم
    نمي دانم سخنان بنده را چگونه متوجه شده ايد كه چنين سخناني را اظهار مي كنيد
    با تشكر از نظر شما

  13. نصر من الله اوت 17, 2007 در 4:22 ب.ظ. #

    سلام علیک برادر ناجی کرد.بنده هیچگاه به کفر کسی اعتراف نخوام کرد مگر اینکه خودش حضورانزد من اعتراف به کفر خویش کند.وحتی اگراز نزد من نیز دور شودبازهم اورا کافر نمیخوانم چراکه ممکن است توبه کرده و ایمان بیاورد.چه برسد به شماکه کلمه طیبه را قبول داشته و اعتراف كنید.
    امااینکه اگرسایت شماراازلینک خود حذف کرده ام دلیل بر قبول نداشتن یا کافر دانستن شما (نعوذبالله)نیست

  14. امه الله اوت 17, 2007 در 4:23 ب.ظ. #

    السلام عليكم

    برادران موحد

    از همه خواهان يكدلى و محبت اسلامى هستم و بدانيم كه ما مسؤول سليقه ى افراد نيستيم ولى مسؤول كردار و گفتار خود هستيم.

    نصيحتى مخلصانه به همه ى موحدان

    ما افراد و شخصيت ها را تقديس و عبادت نكرده و نخواهيم كرد و هر انسانى ممكن است از او لغزش يا خطايى سرزند.

    بهتر است قرآن قاضى و حاكم بر ايمان و اعتقادات ما باشد و بر سنتى استوار باشيم كه موافق با قرآن است.

  15. ارسطو اوت 17, 2007 در 4:23 ب.ظ. #

    سلام برادر عزيز
    حال شما خوب است من بنا به درخواست شما (البته خودم تصميم انجام چنين كاري را داشتم) من لينك شما را گذاشتم

    تا باشد ما ملت كرد راهي براي نجات خود پيدا كنيم البته در سايه اخلاق نيكو

  16. ارسطو اوت 17, 2007 در 4:23 ب.ظ. #

    سلام
    دوست عزیز انشا الله موفق باشی
    به ما هم سر بزن
    به امید اتحاد و همبستگی همه مردم اهل سنت

  17. سعید اوت 17, 2007 در 4:23 ب.ظ. #

    با سلام و خسته نباشيد به شما . و درود و رحمت خداوند بر احمد مفتي زاده كه احياگر خيلي از مفاهيم قرآني بودند . لينك وبلاگ شما را در وبلاگ خودم قرار دادم و با عرض معذرت از اينكه خيلي دير اينكار را انجام كردم . موفق و پيروز باشيد . ضمناً مطلب ارزش كار در اسلام از آقاي مفتي زاده را به روز دارم . ظاهراً ايشان در اواخر عمرشان اصلاحيه اي برآن نوشته اند . اگر ممكن است آنرا برايم اي ميل كنيد . ممنونم

  18. سعید اوت 17, 2007 در 4:24 ب.ظ. #

    با سلامي مجدد . لطفاً آدرس لينك وبلاگ مرا در وبلاگتان به ir . تغيير دهيد . ممنونم

  19. ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوت 17, 2007 در 4:24 ب.ظ. #

    اين جا چه خبره؟

  20. هیوا اوت 26, 2007 در 3:26 ق.ظ. #

    بسم الله
    درجواب برادرانی چون نوشته تحت عنوان (نصر من الله) .
    اینکه شما کسی را کافر بدانید یا نه مهم نیست مهم این است که آیا الله او را کافر میداند یا نه؟ کسانیکه این مسئله را در لفافه های بسیار پیچیده واز آن اکسیری دست نیافتنی می سازند قصدشان دوری مردم از کل قرآن است آنچنان که شیخ المضالین (مفتی زاده) به یک ملحد چون لومومبا میگوید ملحد مومن . به ظاهر انکار دین می کند ولی قلبش از ایمان می درخشد. این توضیح مفتی اعظم در کجای کلام الله ورسول مکرم آمده یا اینکه چنانکه خود میگوید او پیامبر دیگری است و در خواب پریشان خود این ما موریت را از جناب رسول الله صلی الله علیه واله و صحبه وسلم گرفته است؟که اینچنین تشریع میکند . در صقحه نخست سایت قرار داده اید —پس در هر دو جهان یک مسلمان نبود___سبحان الله چقدر بی ادب وبرابر به شرع الله چقدر جسور هستید یعنی اگر احمد کافر باشد پیامبران هم مسلمان نیستند؟ اندکی تامل دقت وتقوا داشته باشید. معیار کفر وایمان را الله تعین میکند نه احساسات یک شاعر یا یک فرد پریشان گو.

  21. فاروق سپتامبر 4, 2007 در 8:26 ق.ظ. #

    بسم الله و الحمد لله…
    دوست ناشناس هیوا ! مطالبت را خواندیم .آفرین بر این درک و شعورت . آفرین بر تو که مفتی زاده را نه به کلام علما بلکه به قرآن وسنت عرضه کردی … مطالب تو در این وبلاگ چون نگینی می درخشد چرا؟ می دانی دروغ و فریب از اسم این وبلاگ شروع می شود وجای جای وبلاگ را در برمی گیرد و برای تکمیل فریبشان باطلی چون مفتی زاده را در میان برجستگانی چون شهیدان کاک ناصر سبحانی و سید قطب قرار داده اند . .. در حالیکه دیگران مشغول دروغ و تعریف بیجا و دل بده وقلوه بستون هستند تو انسان فهیم و آزاد مرد به دلیل و برهان روی آورده ای… با کلماتی اندک مفاهیمی بزرگ را انتقال داده ای که انسان را به شاهراه هدایت بشری سوق می دهد… کاش می شد گذشتگان را صدا زد تا ببینند چگونه آیندگانی ظهور کرده اند… برای خودم و خودت و امت اسلام عاقبت بخیری از الله می طلبم و مطالبت را به وبلاگمان اضافه می کنیم :www.moftizadayekafer.9f.com

  22. علي سپتامبر 7, 2007 در 2:32 ق.ظ. #

    شمشير بران بر كفر كردي
    تبيين كفر پيچيده در لباس كرد مظلوم و ستمديده و تا ابد وفادار به اسلام عزيز
    GYAN2.BLOGFA
    وبلاگ خوبي است . انرا معرفي كنيد

  23. هیوا سپتامبر 8, 2007 در 1:49 ق.ظ. #

    بسم الله
    در اینکه ژست عالم گرفته و در جواب مرا جاهل مرکب خطاب کرده ای . لازم است بگویم. اینکه غلط از جانب کیست مهم نمی باشد ( منظور شعر روی صفحه نخست .پس در هر دو جهان یک مسلمان نبود)اکنون از مغز پویا لبان شیرین و قلب پاک شما تروش نموده است. اگر ابن سینا فرموده پس او هم اعجوبه ای همچون مفتی زاده . روباه امینی (حاکم کشک کردستان)و سایر ارازل و اوباش مکتب ضد قرآن میباشد.

  24. هیمن سپتامبر 12, 2007 در 4:15 ب.ظ. #

    چکار کنیم با این مکتب اراذل و اوباش مفتی زاده … ای لعنت بر او باد که این گرگها را بوجود آورد و به جان مردم انداخت … شما را به خدا قسم نگذارید فرزندان و آیندگان ما به دست این نسل پست گرفتار شوند … کاری کنید که نسل مفتی زاده باقی نماند …من این پیام را برای همه وبلاگها و وبسایتها می فرستم… شما را بخدا کمک کنید

  25. محمد نوامبر 28, 2007 در 2:17 ب.ظ. #

    با سلام. پیشروان حقیقت در طول تاریخ همواره مورد طعن و استهزا’ و اذیت و آزار مستکبرین که دشمنان تمام بشریت می باشند و مردم نادان و فریبخورده که متاسفانه دوست را از دشمن تشخیص نمی دهند‘ قرار گرفته و می گیرند. اما خداوند قادر و ارحم الراحمین همواره پشتیبان آن پیشروان و پیروانشان می باشد‘ چه در این دنیا و چه خاصتا در آخرت. قطعا مرحوم کاک احمد مفتی زاده هم از این قاعده مستثنا نیست. بویژه که پیامبر رحمت محمد مصطفی ( ص ) نیز فرموده اند : ابتدای اسلام در غربت آغاز شد و دو باره هم دچار غربت خواهد گردید و در آن زمان خوشا به حال غربا . خداوند متعال همگان را به راه مستقیم هدایت فرماید. آمین .

  26. اسامه فوریه 20, 2008 در 5:02 ب.ظ. #

    با سلام, سخنان صحیح و متقن برادر گرامی محمد که در تاریخ 7 آذر در باره پیشروان حقیقت ( طبق فرموده رسول نور و رحمت: غربا ) گفته اند, حقیقتا با محتوای قرآن کریم و واقعیتهای تاریخی همخوانی کامل دارد. امیدوارم خداوند ارحم الراحمین بوسیله شناخت آن غربا ( در عصر ما : کاک احمد مفتی زاده ) ما را با پرتوی از اسلام حقیقی آشنا سازد و پیروی صادقانه و با تمام توان از آن را به ما عطا فرماید . آمین

  27. مصعب مارس 15, 2008 در 11:56 ق.ظ. #

    السلام علیکم علی منی تبع الهدا .مدیر وبلاگ واقای به عنوان نوشته نصر من الله در عقیدی اهل سنت وجماعت نه تنها احمد مفتی خور شهید نیست بلکه مرتد ومضل هست وهر کس او به راستی برای خلق کرد وازادی انها تلاش میکرد نه برای دین ودیانت وچنین کسانی واقعا مستحق عذاب الهی هستند وکسانی هم که از عقیدویاازمنهج اوطرفداری کنند واوراتعریف وتمجید کنند به مثل ومانند او هستند .خداوند بروردگار میفرمایید.ومیتولهم منکم فنهو منهم .وبه راستی چنین کسانی که خودرامکتب قران نامیدند لیاقت چنین نامی راندارندوباید به انها گفت اهل مکتب قرابنه قران.وجناب مدیر وبلاگ شهید به کسی میگویند که خداوند می فرمایید در راه کلمه الله هی العلیا یعنی برای بلند کردن کلمه الله جهاد می کنند نه کسی که برای بلند کردن کلمه کفر وخلق وبی دینی تلاش میکند ما به چنین کسانی نه تنها شهید نمی گوییم بلکه کسی که با این عقیده بمیرد وتوبه نکند مرتد واز جمله خالدین میباشد .اقای به عنوان نصر من الله ازشما وامثال شما می خواهم که به سوی قران وسنت واقعی بیامبر رو بیاورید وخود را از ان باتلاق کفر وضلالت در بیاوریدوبه درگاه خداوند بروردگار توبه کنید. چون بیامبر است که میفرمایید امتم به هفتادو سه فرقه تبدیل می شود تنها فرقه ناجیه تمسک کردن به قران وسنت است .وشما که میگوید کسی که کلمه شهادت را بخواند نمی توان به او گفت کافر.بیامبر میفرماییدکه من قال لا اله الا الله تفلحو .ولی این گفته بیامبر برای کسانی است که ان کلمه را بگویند واز نواقص اسلام دوری وحق ان را ادا کنندنه کسی که کلمه را بخواند وبگوید کافر در دنیا وجود ندارد یاایه ای از ایه های قران را ردکند چنین کسی اگر هزار بار هم کلمه را بخواند باز هم از اسلام خوارج میشود مادامی که توبه نکند.وای اقای به عنوان نصرمن الله دشمنان دین به ما میگویند که ما تکفیری هستیم ولی ما چیزی را که الله ورسول ان را کفر ندانند کفر نمی دانیم ولی چیزی راکه الله ورسول کفر بدانند ما چطور بگویم کفر نیست .ودر عقیدی اهل سنت وجماعت کسی که کفر خود را از هر طریقی اعلان کند باید از همان طریق توبه کند .واگرشما شاهدی یا دلیلی بیاورید که احمد مفتی خور توبه کرده ماهم از کرده خود بشیمانیم در غیر اینصورت بر گفتی خود مصمم واستوار هستیم .

  28. xxl آوریل 22, 2008 در 10:51 ب.ظ. #

    کاک احمد مفتی زاده هم جاش و هم گواده
    زور زور گانی داوه

  29. یییییییییییی آوریل 22, 2008 در 10:54 ب.ظ. #

    کاک احمد مفتی زاده هم جاش و هم گواده
    زور زور گانی داوه

  30. حسین نوامبر 30, 2009 در 12:09 ب.ظ. #

    افرادی که به جای استدلال و ارائه مطالب منطقی, زبان به فحش و ناسزا می گشایند, تنها گنداب شخصیت خود و مکتبشان را برملا می سازند!
    کاکه احمد مفتی زاده نیز همچون انبیا’ , اولیا’ و پیروان صادق و آگاه آنان هیچ گاه از تیرهای زهرآگین دشمنان آگاه ادیان و بشریت و ایادی فریب خورده آنان در امان نبوده است. ولی چه باک, چون : » ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم «

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: