پس از پيامبر چه کسی خليفه است؟

15 اوت

برادران شیعه معتقد اند که خلیفه ی پس از پیامبر (ص) حضرت علی(رض) می باشند

در این باره چند استدلال مطرح نموده اید :

1) ماجرای غدیر و جمله ی ( من کتت مولاه و…) را مطرح می کنند :

پاسخ این است که : به فرض صحت آن مطلبی در آن نیست که تصریح یا اشاره نماید که برای خلافت از دیگری برتر و اولی تر است و لفظ مولی هم به معنی اولی به کار نمی رود این از یک جهت و اما از جهت دیگر حضرت فرمود : هرکس من مولای اویم پس علی مولای اوست یعنی در زمان حیات و بعد از رحلت حضرت پس اگر این قول دلیل بر خلافت علی (رض) باشد لازمه اش این است که باید در زمان حیات پیامبر هم سرپرستی و مسئولیت امور را داشته باشد چرا که او ( بنا به این قول) شریک حضرت در رهبری و ولایت است ( در حالی که کسی شریک پیامبر نیست ) و بر فرض این که این روایت دلالت بر اولویت کند لازم نیست که حمل بر اولویت در رهبری و ریاست شود بلکه به معنای اولویت در محبت و نصرت و بزرگداشت است ( دلیل آن هم واضح است چون به جز چند پیامبر هیچ کدام مقام ریاست را عهده دار نبودند هرچند که بر دیگران اولویت داشته اند) امام شافعی (رحمه الله) گوید : منظور پیامبر از (ص) از من کنت مولاه دوستی در اسلام است مانند آیه ی ( ذلک بان الله مولی الذین آمنوا و ان الکافرین لامولی لهم) ( محمد 11) ( این بدان خاطر است که خداوند یاور کسانی است که ایمان آورده اند و مسلما کافران هیچ یاوری ندارند) و این هم چیزی است که ما مخالف آن نیستیم پس اگر مقصود پیامبر (ص) اولویت در رهبری و خلافت می بود همانا می فرمودند ( اللهم  وال من فی تصرفه و عاد من لم یکن کذلک ) ( خداوندا ! یاور کسی باش که تحت اختیار و فرمان اوست و دشمن کسی باش که تحت اختیار او نیست )

پس حدیث ( من کنت مولاه …) فقط دلالت بر قدر و منزلت والای علی (رض) می کند ( و اگر غیر ازاین باشد جا دارد که بپرسیم ) اگر مقصود پیامبر (ص) از این مطلب خلافت بود چه چیزی مانع حضرت شد که در آن اجتماع ( انبوه و بی سابقه که به روایتی 80 هزار نفر و به روایتی 120 هزار نفر بوده اند ) خلافت علی را با عباراتی واضح و صریح که غیر قابل تاویل و تفسیر باشد اعلام نکند ؟

دکتر محمد جواد مشکور می نویسد : مطلبی که بر ما مجهول است آن است که چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجرین و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلمیت آن به میان نیاورده است . اگر طرفداران علی (رض) به آن حدیث که از تاریخ صدور آن یک سال نمی گذشت و بایستی همه ی کسانی که در حجه الوداع حاظر بودند آن را به خاطر داشته باشند ذکری می کردند سرنوشت اسلام طور دیگر می شد(تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم ص13 – چاپ سوم 1362)

ادامه ی مطلب را مشاهده کنید ….

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

 

برادران شیعه معتقد اند که خلیفه ی پس از پیامبر (ص) حضرت علی(رض) می باشند

در این باره چند استدلال مطرح نموده اید :

1) ماجرای غدیر و جمله ی ( من کتت مولاه و…) را مطرح می کنند :

پاسخ این است که : به فرض صحت آن مطلبی در آن نیست که تصریح یا اشاره نماید که برای خلافت از دیگری برتر و اولی تر است و لفظ مولی هم به معنی اولی به کار نمی رود این از یک جهت و اما از جهت دیگر حضرت فرمود : هرکس من مولای اویم پس علی مولای اوست یعنی در زمان حیات و بعد از رحلت حضرت پس اگر این قول دلیل بر خلافت علی (رض) باشد لازمه اش این است که باید در زمان حیات پیامبر هم سرپرستی و مسئولیت امور را داشته باشد چرا که او ( بنا به این قول) شریک حضرت در رهبری و ولایت است ( در حالی که کسی شریک پیامبر نیست ) و بر فرض این که این روایت دلالت بر اولویت کند لازم نیست که حمل بر اولویت در رهبری و ریاست شود بلکه به معنای اولویت در محبت و نصرت و بزرگداشت است ( دلیل آن هم واضح است چون به جز چند پیامبر هیچ کدام مقام ریاست را عهده دار نبودند هرچند که بر دیگران اولویت داشته اند) امام شافعی (رحمه الله) گوید : منظور پیامبر از (ص) از من کنت مولاه دوستی در اسلام است مانند آیه ی ( ذلک بان الله مولی الذین آمنوا و ان الکافرین لامولی لهم) ( محمد 11) ( این بدان خاطر است که خداوند یاور کسانی است که ایمان آورده اند و مسلما کافران هیچ یاوری ندارند) و این هم چیزی است که ما مخالف آن نیستیم پس اگر مقصود پیامبر (ص) اولویت در رهبری و خلافت می بود همانا می فرمودند ( اللهم  وال من فی تصرفه و عاد من لم یکن کذلک ) ( خداوندا ! یاور کسی باش که تحت اختیار و فرمان اوست و دشمن کسی باش که تحت اختیار او نیست )

پس حدیث ( من کنت مولاه …) فقط دلالت بر قدر و منزلت والای علی (رض) می کند ( و اگر غیر ازاین باشد جا دارد که بپرسیم ) اگر مقصود پیامبر (ص) از این مطلب خلافت بود چه چیزی مانع حضرت شد که در آن اجتماع ( انبوه و بی سابقه که به روایتی 80 هزار نفر و به روایتی 120 هزار نفر بوده اند ) خلافت علی را با عباراتی واضح و صریح که غیر قابل تاویل و تفسیر باشد اعلام نکند ؟

دکتر محمد جواد مشکور می نویسد : مطلبی که بر ما مجهول است آن است که چرا در اجتماع سقیفه کسی از مهاجرین و انصار سخنی از حدیث غدیر با وجود مسلمیت آن به میان نیاورده است . اگر طرفداران علی (رض) به آن حدیث که از تاریخ صدور آن یک سال نمی گذشت و بایستی همه ی کسانی که در حجه الوداع حاظر بودند آن را به خاطر داشته باشند ذکری می کردند سرنوشت اسلام طور دیگر می شد(تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم ص13 – چاپ سوم 1362)

 

نکته ی دیگری که  قابل اهمیت است این است که محدثان شیعه ی امامیه عده ی طرفداران واقعی علی (رض) که از بیعت با ابوبکر (رض) تخلف کردند را بین 3 تا 9 نفر ذکر کرده اند ( سفینه البحار مجلسی ماده ردد ص 517 به نقل از تاریخ شیعه و فرقه های اسلام ص13)

 

و در تاریخ یعقوبی تعداد آنان را 10 نفر ذکر کرده است اما علت این که پیامبر در چنین اجتماعی در مورد علی(رض) چنین مطلبی را فرمود چه بود ؟

 

دکتر جواد مشکور می نویسد :

 

در اواخر ذی قعده سال دهم هجری پیامبر خدا (ص) با زنان و یاران و کسان بسیار برای زیارت خانه ی کعبه به مکه رفتند . چون سفرهایی که پیش از به مکه کرده بود همگی صورت عمره داشت این تنها حج پیامبر خدا در دوره زندگانی او بود  و چون در آخرین سال زندگی حضرت روی داد آن را حجه الوداع خوانده اند علی که در این هنگام از یک ماموریت جنگی از یمن فرا رسیده و چند قربانی برای حج پیغمبر آورده بود کسی را به جای خویش بر لشکریان خود گمارد به رسول خدا پیوست

 

لشکریانی که با وی از یمن آمده بودند غیبت او را مغتنم شمرده از غنائم چند دستی جامه برداشته بر تن کردند

 

پس از ادای مراسم حج علی (رض) بازگشت و چون لشکریان را در آن حال دید برآشفت و به گمارده ی خود گفت چرا ایشان بی فرمان من این جامه ها را پوشیده اند؟ وی گفت : که من این جامه ها را بر آنان پوشانیدم تا آراسته و زیبا باشند علی فرمود که جامه ها را برکنند و جای خود بگذارند لشکریان او از علی سخت برنجیدند و شکایت پیش رسول خدا بردند پیامبر برای فرو نشاندن این فتنه برخاست و خطبه ای ایراد فرموده در آن میان گفت ( ای مردم از علی شکوه نکنید به خدا سوگند وی در امری که مربوط به خدا و در راه حق باشد سختگیر از آن است که از او گله توان کرد )

 

پس از ادای مراسم حج رسول خدا (ص) با اردوی خود به سوی مدینه بازگشت در 18هم ذیحجه سال 10ام هجری در راه به آبگیری به نام غدیر خم که نزدیک جایی به نام جحفه بود رسید مسلمانان از آن جا با رسول خدا (ص) از ستوران خود فرود آمدند تا چندی بیاسایند سپس پیامبر (ص) خطبه ای خواند و بعد از خطبه در حق علی (رض) فرمود ( من کتن مولاه …) همه ی عامه و خاصه (سنی و شیعه) این حدیث را نقل کرده اند منتها محدثان عامه آن را مربوط به نارضایی لشکریان علی از او می دانند و محدثان شیعه مربوط به جانشینی او ( تاریخ شیعه و فرقه های اسلام – ص 4تا6 )

 

شیعیان در استدلالی به حدیث ( انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی)

 

  جوابش به فرض صحت آن این است :

موسی (ع) هارون را در زمان حیات خود جانشین خویش کرد نه بعد از مرگ و اگر به خاطر این که رسول خدا در زمان حیاتش علی (رض) را جانشین خود کرد ( همان طور که موسی هارون را جانشین خود کرد) لازمه اش این باشد که بعد از پیامبر (ص) علی(رض) جانشین حضرت باشد لازمه ی این قول این است که  مثلا ابن مکتوم نیز شایسته و سزاوار خلافت باشد چون پیامبر در بعضی از غزوات او را جانشین خود کرد ( همان طور که در غزوه ی ذات الرقاع در سال 4ام هجری ابوذر (رض) را جانشین خود کرد) گذشته از این جانشینی هارون برای موسی دلالت بر جانشینی علی (رض) بعد از رسول خدا(ص) نمی کند زیرا هارون قبل از موسی فوت کرد پس وجه شبه ای را که قصد کرده اند باطل است . بنابراین چنانچه پیش از بیان شد مراد رسول الله (ص) از این فرموده دلجوئی از علی(رض) بوده است زیرا علی (رض) از این که نمی توانست با رسول خدا به تبوک برود دلتنگ شد لذا به پیامبر گفت آیا مرا در میان زنان و بچه ها می گذاری ؟ حضرت فرمودند تو نزد من مانند هارونی در نزد موسی

 

در جایی دیگر استناد کرده اند به آیه 55 سوره ی مائده : (تنها خدا و پیغمبر او و مومنانی یاور و دوست شمایند که خاشعانه و خاضعانه نماز را به جا می آورند و زکات مال به در می کنند )( تفسیر نور)

 

گفته اند که علی (رض) در حال رکوع بود که فقیری آمد و درخواست کمک کرد علی هم انگسترس را به او صدقه داد و این آیه در حق او نازل شده است

 

پاسخ آن به چند وجه است :

وجه اول : این آیه در شان تمام مهاجرین و انصار نازل شده است به دلیل این که با صیغه ی جمع الذین آمده است و این معنی حقیقی الذین است اگرچه گاهی مجازا حمل بر مفرد هم می شود اما در این جا دلیلی برای صرف نظر کردن از معنای ظاهری آن وجود ندارد و اما مراد از ( و هم راکعون) رکوع حسی و عملی نیست زیرا صدقه دادن در حال نماز مبطل نماز است بلکه مراد از آن خشوع و فروتنی است

 

وجه دوم : از لفظ ( ولی) معنای رهبری لازم نمی آید بلکه گاهی مراد از آن یاور و دوست و همسر و رئیس است و آیه ی بعد از آن یعنی ( ای مومنان کسانی از اهل کتاب و از کافران به دوستی نگیرید که دین شما را مسخره می کنند و به بازی می گیرند ) مانع از آن می شود که در این جا ولی به معنی رهبر باشد زیرا ممکن نیست که در این آیه اولیا را ( که جمع ولی است) به معنی رهبر گرفت چون به ذهن هیچ یک از مومنان خطور نکرده و نخواهد کرد که از یهودد و نصاری کسی را خلیفه کنند ( اما طرح دوستی و رفت و آمد به عنوان همکار و همسایه قابل تصور بوده است لذا خداوند اهل ایمان را از دوستی با آنان بر حذر داشته است )

 

وجه سوم : حصر در ( انما) به عنوان خبر برای کسی به کار می رود که در وقت شنیدن خبر نسبت به آن متردد و مشکوک باشد . وقتی که این آیه نازل شد در مورد خلافت هیچ اختلافی وجود نداشت زیرا آن موقع عصر نبوت بود و رسول الله حضور داشت  و امامت به نیابت از نبوت است پس دلیلی برای آوردن (انما) نیست اگر معنای آن چیزی باشد که شما می گویید . زیرا مادامی که ذهن مخاطب از خبر عاری و خالی است نیازی به آوردن انما و حصر نیست بنابراین مراد از ( انما ولیکم الله ….) فقط یاری و دوستی است

 

در استدلالی دیگر اولویت علی را برای خلافت چنین استدلال می کنند که او پسر عموی پیامبر بوده است و از سایر خلفا به پیامبر نزدیک تر بوده است پس از راه وراثت هم باشد او سزاوار تر است

اولا : مسلما  اسلام امامت را بر مبنای وراثت تایید نمی کند بلکه مسلمانان خود می توانند با هرکسی از قریش که می خواهند او را خلیفه نمایند بیعت نمایند

دوما : اگر اصل مبتنی بر وراثت باشد مسلما عباس عموی پیامبر نسبت به او سزاوارتر بود زیرا که او از علی به پیامبر نزدیک تر و از نظر سن هم بزرگ تر بود

 

و چه بسا گاهی بر اولویت چنین استدلال می کنند که علی داماد رسول الله است

جوابش این است که اگر اصل مبتنی بر دامادی باشد مسلما عثمان (رض) سزاوار تر از علی (رض) و ابوبکر (رض) است چون عثمان دو دختر پیامبر (ص) را عقد کرد

 

فکر نمی کنم مساله ای دیگر من باب خلافت حضرت علی (رض) مانده باشد و بنده آن را بیان نکرده باشم

 

 و من الله توفیقهرچه می خواهد دل تنگت بگو

بدون پاسخ to “پس از پيامبر چه کسی خليفه است؟”

  1. ناجی کرد اوت 15, 2007 در 3:30 ق.ظ. #

    برای راحتی بیشتر خوانندگان این قسمت را راه اندازی کردم

    هر چند ناشیانه است

    اما بباید گفت که یکی از قابلیت های این سیستم این است که نظرها را می توان به طور کامل ارائه کرد خوانندگان عزیز می توانند تا 2000 کاراکتر را نیز استفاده کنند در حالی که در قسمت نظرات میهن بلاگ فقط قادر به وارد کردن 650 کاراکتر هستیم

    و من الله توفیق

  2. رهرو اوت 17, 2007 در 4:26 ب.ظ. #

    اينا كه دليل نميشه
    دلايل قويتري بيار تا قبول كنيم
    اينا حرفاي مفتيه هيچ كي قبول نمي كنه

  3. اسرا اوت 17, 2007 در 4:27 ب.ظ. #

    بابا ترو خدا بس كنيد
    آغا مگه ما ملت كرد نيستيم خودمون نجات يافته اسگل ناجي نميخوايم برو خودتو نجات بده كه تو منجلاب اين بي مغزا افتادي

  4. محمد اوت 17, 2007 در 4:27 ب.ظ. #

    دوست عزیزسلام

    دنیای لینک با222لینک به روزشد
    لینک شمادروبلاگ دنیای لینک ثبت شد
    ببینیدلینک شمادرقسمت مربوطه درست لینک خورده است
    درصورت تمایل لینک دنیای لینک رابه لینک های خوداضافه کنید
    اگرلینکی رامی شناسیدکه بایداضافه شودمعرفی کنید

    دنیای لینک
    http://www.linknegah.blogfa.com

  5. یارعلی اوت 17, 2007 در 4:27 ب.ظ. #

    بارك الله داداش !

    اين موضوع درسته كه تموم شدنى نيستش ولى نبايد م ولش كنيم و بگيم كه نه بابا بخاطر وحدت خفه شيم !!؟؟

  6. یارعلی اوت 17, 2007 در 4:28 ب.ظ. #

    آخه هر چى تا حالا گولمون زدن پاى همين شعارهاى بى معناى وحدت بود!

    از يه طرف گفتن ما و برادران اهل سنت يكى هستيم و فرقى نداريم از طرف ديگه گفتن : مسجد جمعه واسه ى چى مى خواهين!!ظظ

    و خلاصه اينجورى ما را ساكت كردن و از طرف ديگه هم يه عالمه آدماى نفهم عمامه به سر و انداختنشون تو مجالس و حسينيه كه عقل خلق خدا را خراب تر كنند!!

    به كورى چشم دشمناى اسلام ، ديگه به خدا ساكت نمى شيم!

    بله !

    بهترين فرد أمت بعد از رسول خدا ، ابوبكر رضي الله عنه بود و تمام صحابه و امام علي رضي الله عنهم هم اينو مى دونستن و اعتراف هم مى كردن .

  7. یارعلی اوت 17, 2007 در 4:28 ب.ظ. #

    و خلاصه اين حديث من كنت مولاه … هم تازه اگه درست باشه ، بخاطر اين بود كه امام على مورد خشم عده اى شده بود و رسول خدا مى خواست اونا رو آروم كنه و دوستش بدارن!

    و الا بقول خودشون يه نفر نيومد بعدش بگه آهاى مردم آهاى مسلمونا لازم نيست ديگه خليفه انتخاب كنين آخه با علي بيعت شده تو غدير !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  8. محفوظ سپتامبر 3, 2007 در 2:24 ب.ظ. #

    پیامبر بارها از زبان خود علی علیه السلام را جانشین و وصی خود معرفی نمود . حدایث منزلت ( یا علی (ع) منزلت تو به من همانند منزلت هارون است به موسی … ) و همچنین آیه قرآن که صریحا» میفرماید انما ولیکم … همانا ولی و سرپرست شما بعد از خداوند و رسول (ص) کسی است که در رکوع نماز انگشتری به سائل میدهد و همه اهل سنت و شیعه معترفند که این شخص علی علیه السلام بوده است و بس .
    پیامبر گرامی اسلام (ص) 000/120 نفر را 3 روز تمام در زیر آفتاب سوزان نگه داشت و آن خطبه طولانی را ایراد فرمود که همه بدانند علی علیه السلام جانشین اوست نه اینکه علی دوست شماست . خنده دار نیست که عمر و ابوبکر به خاطر دوستی او به او تبریک گفته باشند . مگر قبلا» آنها با هم دشمن بوده اند . شما اهل سنت همچنین کاری میکنید . کمی تعقل از 70 سال عبادت برتر است . حال که امویان نتوانستند متن قرآن را تحریم کنند معنی آن را عوض کردند ؟!….
    جناب ابوبکر و عمر باعث کودتای ننگین سقیفه بنی ساعده شدند که موجب ضلالت و گمراهی خیل عظیمی از مسلمانان شدند که بعد از 1400 سال هنوز آتش فتنه آن خاموش نشده و دود آن به چشم خیلی ها می رود .
    اما در مورد اینکه چرا در سقیفه به اجتماع غدیر اشاره نشد ::
    وقتی حضرت موسی (ع) برای عبادت به کوه طور رفت . برادرش هارون را جانشین تعیین کرد . در این هنگام فتنه سامری برپا شد و قریب 000/70 نفر از دین برگشتند و گوساله پرست شدند . فقط و فقط هارون بر دین برادرش باقی ماند . حدیث منزلت از زبان پیامبر (ص) خود گویای این است که همان معامله ایکه قوم با هارون نمودند با علی علیه السلام نیز خواهند نمود که مولا خود را به قبر پیامبر (ص)رساند و همان جملاتی که هارون گفته بود فرمودند برادر عزیزم این قوم مرا ضعیف پنداشته و میخواهند مرا به قتل برسانند . بنابر این نگوئید چرا یک نفر غدیر را یادآوری نکرد .
    امید است خداوند همه را به راه راست هدایت فرماید .

  9. ناجی کرد به برادر گرامی آقای محفوظ سپتامبر 3, 2007 در 2:45 ب.ظ. #

    برادر گرامی به اظهارات شما در پستی با عنوان پس از پیامبر چه کسی خلیفه است پاسخ داده شده است
    لطفا مطالعه بفرمایید

  10. محفوظ ( ادامه ) سپتامبر 3, 2007 در 2:47 ب.ظ. #

    جناب آقای ناجی کرد :
    ولله قسم که بی انصافی بخرج میدهید . تمام علمای اهل سنت خود معترفند تنها کسی که در نماز انگشتری به سائل داد مولا امیر المومنین علی علیه السلام بود . بالاخره قبول دارید یا ندارید . اگر ندارید چرا عمل مولا را زیر سوال میبرید . اعطای انگشتری به سائل باعث بطلان نماز نیست بلکه موجب تقرب بیشتر به خداوند است . شما با این فتوا با خداوند هم سر جنگ دارید . مگر نه اینکه این عمل در قرآن ذکر شده است .
    در بالا ذکر کردم : خداوند فرموده ما قرآن را نازل کردیم و خود آن را حفظ خواهیم کرد . حال سردمداران شما وقتی دیدند نمیتوانند قرآن را تحریف کنند معنی آن را عوض کردند . پیامبری که اسوه حسنه است . مردم را 3 روز در زیر آفتاب نگه میدارد و …. چنین کار عبث از پیامبر بعید است .
    کلمه صلاه یا نماز فقط در قرآن آمده اما برای فهیمدن کیفیت آن باید به سنت پیامبر (ص) مراجعه نمود …. وقتی هم که به سنت پیامبر (ص) مراجعه میکنیم میبینیم که پیامبر (ص) دست بسته نماز نمیخواندند ؟!…. جناب ابوبکر هم در نماز دستهایشان را نمی بستند ؟!…. بلکه این جناب عمر بودند که بدعت در دین نهاده و امر کردند تا بصورت تکتف نماز خوانده شود ؟؟!!….. سنت کدام است …… قرآن …… پیامبر ….. عمر ….. بنابر این دروغ میگوئید ما پیرو سنت رسول (ص) هستیم . بهتر است بگوئید ما پیرو عمر و معاویه هستیم …. تکلیفتان را مشخص کنید .. چرا بخودتان دروغ میگوئید .
    جناب ابوبکر و عمر جنازه مطهر پیامبر گرامی اسلام (ص) را روی زمین رها نموده و بدنبال حکومتی که منتهای آرزویشان بود به سقیفه شتافتند !…
    کجاست آن مصاحبت و همنشینی با رسول خدا
    کجاست آن خلق و خوی پسندیده
    کجاست آن خوی انسانی و مسلمانی
    براستی که شگفت انگیز است رفتار این اصحاب با پیامبرشان که عمر خود را در راه اصلاح و تربیت آنها سپری کرد . طبق حدیثی از پیامبر احترام میت به دفنش میباشد . حال خود قضاوت کنید .
    خداوکیلی شما اهل سنت چنین کار زشت و ناپسندی را در مورد پدر خود انجام میدهید ؟!.. آیا جنازه او را روی زمین رها میکنید تا بدنبال ارث و میراث و یا هر چیز دیگر توی سر کله همدیگر زده و …
    شما اهل سنت و جماعت شافعی – مالکی – حنفی – حنبلی جملگی میتوانید از پدر خود ارث ببرید اما دخت گرامی اسلام

  11. یه دوست آوریل 2, 2008 در 4:28 ب.ظ. #

    مگر نشنیده ای پیامبر اکرم(ص)فرمود که این اخرین سفر حج من است؟برای همین فرمود هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست یعنی اشاره به پس از خود.(دقت کن)
    2)اون مقدماتی که در فرمایشات خود اورده (که در کتابها موجود است)همه بخاطر این بود که مقدمه چینی کند وحرف مهمی را بزند .
    اصلا با دلیل شرعی کار ندارم اخه کدام ادم عاقلی قبول می کند که پیامبر به خاطر یه حرف ساده(به قول شما فقط دوستی امام علی علیه السلام)ان همه مردم رابا ان گرما در ان منطقه جمع کرده وزمانی طولانی صحبت کند؟؟؟چون پیامبر بزرگترین عاقل روی زمین است عقل میگوید پس باید امر مهمی بوده است که اینچنین عمل فرموده است.
    3)اولین نفری که به امام علی علیه السلام تبریک گفت کی بود؟
    4)دیگه ازاین صریح تر نمی شد که حضرت بفرماید هر کس من مولای اویم این علی مولای اوست.شما که خوب عربی بلدین (الحمدلله)باید بدونین معنی اصلی مولا (رهبر وپیشوا)است.
    5)در اولین مجلس بعد از بعثت پیامبر مگه نفرمود هر کس اولین نفر باشد کهمرا تصدیق کند جانشین من خوواهد بود؟مگه کسی جز امام علی علیه السلام بر خواست؟/

  12. مصطفی ژوئن 20, 2008 در 12:48 ق.ظ. #

    سلام خدمت برادران سنی و نویسنده محترم وبلاگ . سوال من از شما اینست که شما که میگویید بعد از پیامبر خلیفه چه کسی هست و علی نیست خب چرا این خلیفه دوم شما عمر به صورت فاطمه زهرا سیلی س نواخت و درب خانه را به پهلوی ان بزرگوار کوفت و بچه را در شکم فاطمه زهرا سقط کرد ؟؟؟ چه جوابی برای این سوالم دارید جز یک سکوت سکوت معنا داری که حاکی از یک بن بست مذهبی است و دوم این که به شما سفارش میکنم راه و روش غلط افراط گرایی و کثیف وهابی گری را کنار گذاشته و به تشیع بگروید خداوند بخشنده و مهربان است موفق و موئید باشید

  13. مصطفی ژوئن 20, 2008 در 12:54 ق.ظ. #

    خلاصه سوالم این بود که چگونه است که خلیفه بعد از پیامبر که بعقیده شما عمر است به صورت دختر رسول خدا سیلی مینوازد و در جریان فدک باغ ایشان را غصب میکند و در جریان حمله به خانه علی ع درب خانه ان حضرت را به اتش میکشد مگر نمیگویی که رسول خدا فرمود من کنت و مولاه فهذا علی ع مولاه خب چگونه است که دوست و جانشین پامبر را اینگونه به خاک و خون میکشید ؟؟؟؟
    جوابی وجود نداری برای این سوالات عزیزان اهل تسنن خودتان هم میدانید که سخت در اشتباهید بخاطر غرور احمقانه تان دست بردار نیستید و برای توجیه ایین رد شده تان دلایلی محمل و خزعبل میبافید باز هم میگویم از این راه غلط که در پیش گرفته اید برگردید

  14. antiعمر ژوئیه 3, 2008 در 12:58 ب.ظ. #

    اللهم العن عمر بن نامعلوم(حرامزاده )

  15. شیعه اگه باشم ژوئیه 31, 2008 در 2:09 ق.ظ. #

    باکمی سبک سنگینی میتوان تشخیص داد
    اگر ضربه علی در جنگ خندق نبود مطمئن باش نه من ونه تو الان مسلمان بودیم .
    سخنه پیامبر اعظمه (ص) ضربه علی در جنگ خندق از عبادت جن وانس فضیلتش بالاتر بود (چه برسد به خلفا )

  16. شیعه کوچولو : به یارعلی وهابی اوت 4, 2008 در 11:43 ق.ظ. #

    در مذهب اهل بیت علیهم السلام . گفتن دروغ . مساوی با هفتاد گناه کبیره است که ساده ترین آن زنای با مادر میباشد .

    بنابر این . ادعای تو بر این که شیعه ای و سپس میگویی که ابوبکر بهترین خلق خدا بوده است . دروغی آشکار بر ادعای شیعه بودن توست و در این حالت . ساده ترین نتیجه کارت . زنای تو با مادرت است !!!

    می بینی که پیروی تو از ابوبکر . تو را به وادار به ورود به چه گندابی نموده است !!!

    بهتر نیست که این گنداب را رها نموده و به راه راست که همانا پیروی از محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است بپیوندی ؟!

  17. خاک پای مولا علی ابن ابی طالب (ع) سپتامبر 14, 2008 در 2:11 ق.ظ. #

    با توجه به اینکه تمام دلایل این دانشمند!!! به هیچ وجه قانع کننده نیست و برای اثبات حقانیت بزرگان فرقه اشان کافی نیست.ذکر یک نکته هم خالی از لطف نخواهد بود که تفسیرهای به رای آن هم جعلی وجاهت علمی و تاریخی نداشته و فقط و فقط از بغض-کینه و دشمنی سر چشمه میگیرد.
    بر عالمی نام زیبای امیر المومنین حضرت علی (ع) پوشیده نیست و جایگاه بلند مرتبه ایشان بعد از پیغمبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد (ص) جای بحث و گفتگو ندارد.
    در حیرتم چرا شما دوست دانشمند!!! به دنبال اثبات خلاف این موضوع و دست بردن در اصل بی چون و چرای جانشینی مولای موتقیان حضرت علی (ع) بعد از حضرت رسول اکرم (ص) هستید؟؟؟
    این کار همانند خریدن رای و تشکیل دار و دسته و از این قبیل چیزهاست…….
    توبه کنید تا بقیه ایام عمرتان را در زیر سایه حیدر کرار حضرت علی (ع) سپری نمائید.

    به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
    به آسمان رود و کار آفتاب کند

  18. امير ( پاسخي مختصر به سوالات شما شيعيان) اکتبر 2, 2008 در 12:43 ق.ظ. #

    برادران عزيز اهل تشيع
    كاش به جاي جدال هاي مذهبي كه باعث متفرق ساختن مسلمانان با هم هست بياييم و دست از اين مجادله برداريم . شما چه طور تصور ميكنيد كه ما ادله شما را نمي دانيم و از آن خبر نداريم در صورتي كه كاملا برعكس. به دليل اين كه حكومت و رسانه هاي تبليغاتيش در دستان تشيع قرار دارد هر گونه تبليغات سوء را بر عليه ما انجام ميدهد و طبيعي است كه به تبليغات يك طرفه به جناح خود مي پردازد. پس ما حتي اگرر هم نخواهيم باز هم به دليل تكرار هاي مكرر ادله شما را در رسانه هاو پاي جلسات سخنراني شنيده ايم. اما اين شما هستيد كه از دلايل ما بي خبريد و ما را جاهل مي پنداريد.
    در صورت اين كه اگر كاملا بي غرض و به دور ازز تعصب به پاي حرف ها و پاسخ هاي ما در برابر سوال هاي خودتان بنشينيد خواهيد ديد اعتقادات ما نيز بر اساس منطق و آيات صريح قران بنا شده كه در ادامه پاسخي مختصر به سوالات شما خواهم داد:
    در مورد اين كه فرموده بوديد چرا جناب عمر به فاطمه سيلي زده بايد عرض كنم كه برادرانم شما مگر از نسبت فاميلي همين عمر با علي و فاطمه خبر نداريد؟
    بنضر شما چرا حضرت علي دخترش را همان دختر فاطمه را همان ام كلثوم را به عقد حضرت عمر درآورد؟ مگر نمي دانست كه او نا حق است؟ اگر ناحق است كه واي بر علي كه دخترش را به عقد دشمنش درآورد! و اگر حق كه چطور تصور ميكنيد دامادي سيلي بر صورت مادر زنش زند؟
    در واقع كساني كه چنين تاريخ را تحريف كردند سعي در بد جلوه دادن اسلام و پيامبر اسلام داشته اند و مسلمانان را به جان هم انداخته اند تا خودشان به راحتي هر كار دلشان خواست بكنند.
    شما اگر تصور ميكنيد ابوبكر – عمر و ديگر ياران و اصحاب پيامبر انسان هاي بدي بودند در واقع به حضرت محمد توهين كرده ايد كه نزديك ترين يارانش بعد از خودش چنين درآمدند .
    منتظر نراتتان در amirdeh2001@yahoo.com هستم

  19. امير ( ادامه) اکتبر 2, 2008 در 12:45 ق.ظ. #

    پس آن پرورش و تربيت محمد(ص) چه بود كه شاگردانش چنين شدند؟
    اگر ايشان نتوانسته ياران نزديك خودش را كه دست پرورده خود ايشان بوده اند تربيت كند و به راه آورد پس چطور انتظار ميرود ما پيرو ايشان باشيم كسي كه فقط توانست از ميان يك جامعه عرب علي را پرورش كند و ديگران همجنان گمراه و خيانت كار باقي ماندند؟
    در اين مورد بحث كردن در واقع عين جدل كردن است. همان هدفي كه دشمنان اسلام از شاخه به شاخه كردن دين داشته اند. بياييد بي غرض و نه به خاطر به كرسي نشاندن حرف و نظر خود بلكه به دليل روشن شدن اصل تاريخ بنشينيم و بحث كنيم
    لازم به ذكر است خانواده ما تا همين چند سال پيش تشيع بودند و بعد از تحقيقات و مطالعات زياد به تسنن روي آوردند. اين را گفتم كه بدانيد نظراتي كه در بالا ارائه كردم بر اثر تعصب نبوده و چون در خانواده ما مدتهاست روي اين مسائل بحث مي شود تا حدودي به اين جريانات مسلط گشته ام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: