نامه کاک احمد در زندان به یاران خود

21 ژوئیه

     بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را حمد و سپاس فراوان كه فرصتی كوتاه یافتم تا دعا وآرزویم برایتان را برایتان بنویسم كه: سلام الله تعالی علیكم ورحمته وبركاته.
       برادران عزیزم خواهران ارجمندم فرزندان دلبندم! آنچه در دل دارم از اشتیاق وآمال  مسائل، با فرصتی كه پیش آمده، نسبتی ندارد. چند جمله ای انتخاب می كنم آنهم اجمالی: در بلادی سخت ناسالم، از شرایط فراوان هدایت خلق، تنها به آرزویی ره یافتم. كوشش كم ارزشم مثمر نمراتی ارجمند شد كه شما عزیزانم هستید. اما همچنانكه معایب خودم، عامل نرسیدن یكایك به رشد مقدور است، مشكلات بیشمار و غالباً پرفشار سالهای اخیر هم آفاتی فتنه آفرین بوده. در بارة آرزو ونگرانیم برای شما ونسبت به شما، به شعر «باخه نه مامه» كه كاكه امین با اشعاری دیگر برایتان آورد، مراجعه كنید. اما مسائل پیش آمده، نگرانیم را خیلی بیش از آنكه احتمال میرفت، شدت بخشید. متأسفانه فرصت ندارم هم حسرتم را وهم تذكراتم را بنویسم. پس اكتفا كنم به اینكه: ارزش هر یك از شما به خلوص نیّت تقوی آفرینتان است؛ و به مقدار مفید بودنتان برای مردم محروم ومظلوم وسرگردان جامعه تان. واگر از آن نیّت، بهره ای لازم داشته باشید، هرگز منافذی در ذهن وقلب خود برای ورود وسوسه های شیطان باز نمی كنید تا اختلاف آراء ونظرهاتان، به اختلاف جهات وتفرق بینجامد. واگر فردی، ناتمام بود و موجب شقاق، فرد دیگر كه سالمتر باشد می فهمد كه «تحمل» و حذر از جدل مرضی تر است تا برخوردی كه درنتیجة آن، امكان خدمت به بندگان خدا كمتر گردد. در اوضاعی كه اكنون شما گرفتار ودرگیر آن هستید، محبوبتر در نزد خدا تنها كسی یا كسانی است كه به خاطر رضای خدا با خدمت به دین و بندگانش تحمّل و گذشتش بیشتر باشد حتی نسبت به اشتباهات وخطاهای مسلّم دیگران؛ وبرای كم ضرر شدن اشتباه ها و خطاها، راه دعوت با حكمت وموعظة حسنه پیماید؛ و خوشوقت وشاكر باشد از تنها كم ضرر بودن غیر برای دین و خلق؛ هر چند از او بیگانه یا حتی نسبت به او كینه ورز باشد. چنان در اطرافم شرایط حضور نافراهم است كه نمی توانم جمله های نوشته را بازخوانم و درست دریابم چه نوشته ام فأوصیكم وآیای بتقوی الله والحذر من خداع الهوی والشیطان (وحاذر النفس والشیطان و اعصهماو ان هما محضاك النصح فاتهم و…).
      قبل از اینكه با رحمت الهی همدیگر را ببینیم، مجموعه ای از اشعار ونظم های سه چهار سال اخیر را –  كه تعبیرهای كوتاه اند از سخنان طولانی دلم با شما – برایتان فرستادم. شاید با رحمت الهی، مطرح شدن تدریجی آنها در جمع قلوب «زیغ زده»، عاملی باشد، برای رسیدن –  یا برگشتنتان –  به آن صفایی كه شما هم مانند من آرزویش دارید، یا اگر – خداناكرده –  هواها و القاءات دشمن دیرین قسم خورده مان، مجال آن اندازه را ندهد، بر كنترل احساسهای خود تا زمانی كه به امید خدا همدیگر را ببینیم، تسلط یابید. اگر تا این حد هم پیش نیاید، به خدایی كه علیرغم همة خطاهایم، در نیّتم در خدمت به بندگانش زیغی نبوده، در آخرت آن روز نهانیها رو شوند، قبل از دشمنان معلوم سابق و لاحق، به شكایت از شما در حضور خدا و شاهد اوّلمان –  صلوات الله و سلامه علیه وآله – خواهم پرداخت كه چنان كردید كه برای دین و امّتش كم خیر گردید. ولاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
برادر دلسوز و دلسوختهتان : احمد  5/8/67
كاكه هادی علاوه بر رسانیدن نامه، زحمت توضیحات را نیز بعهده دارد.

منبع :سایت مکتب قرآن کردستان

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: