بایگانی | ژوئیه, 2007

درباره مکتب قرآن

22 ژوئیه

قل هذه سبيلي أدعوا إلي­الله علي بصيرةٍ أنا و من­اتبعني

مكتب قرآن كردستان، حركتي است ديني كه در كردستان و ساير مناطق سني­نشين ايران فعاليت دارد.

جمع مكتب قرآن كردستان از شاگردان و پيروان مجاهد نستوه كاك احمد مفتي­زاده – رحمه­الله- تشكيل شده است. كاك احمد رهبر ي اين حركت را بر عهده داشته و پس از ايشان اداره­ي حركت بر عهده­ي شوراست. شورايي كه منتخب تمامي، يا اكثريت  اعضاي مكتب قرآن كردستان است.

منابع اصلي مورد استفاده مكتب قرآن كردستان با توجه به حكم صريح قرآن كريم،عبارتند از: «كتاب»، «سنّت» و »اجماع» اولي­الامر «يا أيها­الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا­الرّسول و أولي­الأمر منكم…» بعد از منابع ياد شده از آراء و نظرات مضبوط و مكتوب مرحوم كاك احمد وساير دانشمندان و صاحب­نظران متعهد گذشته و حال نيز   استفاده مي­نمايد.

مكتب قرآن كردستان، در تمامي حوزه­هاي زير مجموعه دين، از جمله: حوزه­هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، دعوت و تبليغ و… بر حسب شرايط و در حد وسع و توان و تا جايي كه دين اجازه دهد فعاليت خواهد كرد.

مكتب قرآن كردستان تمامي مسلمانان را با هر سليقه و گرايش، به حكم « إنما المؤمنون إخوة…» برادر ديني خود مي­شمارد و آماده­است بر اساس ضوابط ديني با هر مسلماني تعامل و همكاري داشته باشد، به علاوه با غير مسلمانان و در قبال پيروان اديان و مذاهب ديگر به«تسامح» و«تساهل» باور دارد و معتقد است: ارباب اديان و پيروان مذاهب گوناگون و غير معاند با اسلام ، صرف نظر از هر گونه اعتبار و  موقعيـت اجتماعـي ، قابـل  احترام مي باشند:

« يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر و أنثي و جعلنا كم شعوباً و قبائل لتعارفوا، إن أكرمكم عندالله أتقاكم» ، و سزاوار ياري :« لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم و تقسطوا إليهم ، إنّ الله يحب المقسطين» و صرف عنوان مسلماني منهاي عمل صالح و خدمت به بشريت را موجب هيچ گونه امتيازي براي مسلمان بر غير مسلمان نمي داند: « ليس بأمانيكم و لا أمانيّ أهل الكتاب  من يعمل سوء يجز به و لا يجد له من دون الله ولياً و لا نصيراً ، و من يعمل من الصالحات من ذكر أو أنثي و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة و لا يظلمون نقيراً »

امروزه به دليل وجود وسايل ارتباط جمعي پيشرفته و تبديل شدن دنيا به « دهكده­ي كوچك جهاني »، افكار و آراي انديشمندان سراسر جهان ـ  به گونه اي بسيار جدي و گسترده ـ پاي به عرصه ي تعامل و تضارب نهاده است؛ متفكرين اسلامي نيز مقتدرانه وارد اين ميدان شده­اند و تحت تأثير اين رابطه­ي جهاني و متناسب با اوضاع و شرايط كنوني جوامع مختلف، قرائتها و برداشتهاي متنوعي از دين ارائه نموده اند، كه با تأمـل درمنابع ديني نه تنها آن را مصداق « من أحدث في أمرنا هذا ما ليس  منه فهو ردٌّ»نمي­دانيم، كه با تأمـل در قرآن كريم و روش سلف صالح به خوبي به اصالـت و طبيعـي بـودن چنين پـديـده­اي پي مي بريم. استاد، محمدعلي طه الدره درتبيين اين فرموده­ي خداوند: « فبشّر عباد الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه ، أولئك الذين هداهم الله و أولئك هم أولوا الألباب» چنيـــن مي نويســد:   « أراد الله منهم أن يكونوا نقاداً في الدين، يميـزون بين الحسـن و الأحسن و الفاضــل و الأفضـل …»

هنگامي كه پاي به حوزه­ي تمدن و فرهنگ اسلامي مي گذاريم با ده ها مذهب فقهي و كلامي موجود و منسوخ و تعداد قابل توجهي مشربهاي عرفاني و طريقتهاي تصوف مواجه مي­شويم كه خود بارزترين شاهد اجتناب ناپذيري « تكثر» مي­باشند. و هنگام تأمل در رفتار پيروان اين مذاهب با يكديگر، در مي­يابيم كه جز معدودي نادان، هيچكدام نه تنها همديگر را سبّ و لعن وتكفير نكرده، بلكه در كمال تفاهم ومسالمت در كنار هم زيسته اند. وآنگاه كه كتاب تاريخ بشر را ورق مي­زنيم و اوراق سياه جنگ و جدالهاي عقيدتي و مذهبي را ملاحظه مي­كنيم ، بي­گمان سرچشمه­ي تمام اين درگيريهارا در ناداني، مطلق نگري، انحصار طلبي و خود خواهي برخي  پيروان نابخرد ملل و نحل مي­يابيم؛ كساني كه انديشه­هاي ديگران را تحمل نكرده، فضاي سالم ابراز و تعاطي افكار را به ميدان نقار و دشمني تبديل مي‌كنند! و به گفته­ي حافظ: « چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند»

   مطمئناً انحصار طلبي ، خود مداري و برنتافتن استنباط ها و انديشه هاي ديگران چيزي جز عدول آشكار از بينش ديني نيست؛ از اين رو خداوند حكيم و پيامبر بزرگوار او ـ صلي الله عليه وسلم ـ و همه فرزانگان و روشنفكران « تسامح» و«تساهل»و ايجادروحيه ي «تحمل غير» را مناسبترين وسيله براي پرهيز از اين ناهنجاري مي دانند. به طوري كه قرآن كريم حتي اختلافات بنيادين عقيدتي را با بيان

« و أنزلنا إليك الكتاب بالحقِّ مصدقاً لما بين يديه من الكتاب و مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل الله و لا تتّبع أهواء هم عمّا جاءك من الحقِّ لكلٍّ جعلنا منكم شرعةً و منهاجاً  و لو شآءلله  لَجعلكم أُمةً واحدةً و لكن ليبلوكم في ما آتاكم فاستبقوا الخيرات إلي الله مرجعكم جميعاً فينبّئكم بما كنتم فيه تختلفون » ، احاله به آخرت مي كند و بهره مندان از نعمت دين و صابرين واقعي را كساني مي داند كه در تلاشند تا دشمني ها را به دوستي تبديل نمايند«و لا تستوي الحسنة و لا السّيئة، إدفع بالتي هي أحسن فأذا الذي بينك و بينه عداوةٌ كأنه وليٌ حميم ، و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلا ذو حظٍّ عظيم»  

و ما نه به عنوان اتخاذ يك تاكتيك كه ازسر اعتقاد و باور قلبي و به مثابه ي يك تفكر راهبردي، مي­گوييم: در فضاي تساهل و تسامح ، روح تعاون ، كار جمعي ، وحدت ملي ، مسؤوليت اجتماعي و امكان گفتگو ميان افراد جامعه و مفاهمه سياسي و تماس چهره به چهره و تبادل فرهنگها و انديشه­ها فراهم مي­آيد، و در عرصه­ي آن مورد چالش و باز خواني قرار مي­گيرد و به زايش و پالايش تن مي­دهد و امكان تحول و دگرگوني را با توجه به الزامات و نيازهاي جامعه در خود مي­پروراند و همه افراد  را براي كسب تجربيات و بسط نو آوري و مشاركت اجتماعي و فكري آماده مي­سازد و حوزه­هاي روابط انساني و مدني را دچار تحول مي­نمايد، فضاي جامعه را عقلاني، قانوني و قابل اعتماد مي­كند و موجب تأمين امنيت فردي و اجتماعي مي­گردد، همگان فرصت آشنايي و ارزيابي آرا و افكار مختلف را به دست مي آورند، پذيرش تلقي ها و قرائت­هاي گوناگون در عرصه ي دين، سياست و انديشه افزايش مي يابد و هركس درمحيطي آزاد و سالم ، آگاهانه دست به گزينش مي زند.

 سخن را در اين باب با فرمايشي از حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه وسلم ـ  به پايان مي بريم :   « إنَّ هذا الدينَ مَتينٌ فأوغِلوُا فيهِ بِرِفقٍ ».

مكتب قرآن كردستان در راه انجام رسالت خويش  دست همكاري و همياري را به سوي تمامي دلسوزان دين و بندگان خدا دراز نموده و دست هر خدمتگزاري را به گرمي مي­فشارد.

هر چه گوييم و نويسيم اي خدا              تو چنان كن تا زحق نبود جدا

خوانندگان عزيز مي­توانند جهت آشنايي بيشتر با منهج و برنامه كاري مكتب قرآن كردستان گزینه« ديدگاه مكتب قرآن كردستان» را مطالعه فرمايند.

Advertisements

نامه کاک احمد در زندان به یاران خود

21 ژوئیه

     بسم الله الرحمن الرحیم

خدا را حمد و سپاس فراوان كه فرصتی كوتاه یافتم تا دعا وآرزویم برایتان را برایتان بنویسم كه: سلام الله تعالی علیكم ورحمته وبركاته.
       برادران عزیزم خواهران ارجمندم فرزندان دلبندم! آنچه در دل دارم از اشتیاق وآمال  مسائل، با فرصتی كه پیش آمده، نسبتی ندارد. چند جمله ای انتخاب می كنم آنهم اجمالی: در بلادی سخت ناسالم، از شرایط فراوان هدایت خلق، تنها به آرزویی ره یافتم. كوشش كم ارزشم مثمر نمراتی ارجمند شد كه شما عزیزانم هستید. اما همچنانكه معایب خودم، عامل نرسیدن یكایك به رشد مقدور است، مشكلات بیشمار و غالباً پرفشار سالهای اخیر هم آفاتی فتنه آفرین بوده. در بارة آرزو ونگرانیم برای شما ونسبت به شما، به شعر «باخه نه مامه» كه كاكه امین با اشعاری دیگر برایتان آورد، مراجعه كنید. اما مسائل پیش آمده، نگرانیم را خیلی بیش از آنكه احتمال میرفت، شدت بخشید. متأسفانه فرصت ندارم هم حسرتم را وهم تذكراتم را بنویسم. پس اكتفا كنم به اینكه: ارزش هر یك از شما به خلوص نیّت تقوی آفرینتان است؛ و به مقدار مفید بودنتان برای مردم محروم ومظلوم وسرگردان جامعه تان. واگر از آن نیّت، بهره ای لازم داشته باشید، هرگز منافذی در ذهن وقلب خود برای ورود وسوسه های شیطان باز نمی كنید تا اختلاف آراء ونظرهاتان، به اختلاف جهات وتفرق بینجامد. واگر فردی، ناتمام بود و موجب شقاق، فرد دیگر كه سالمتر باشد می فهمد كه «تحمل» و حذر از جدل مرضی تر است تا برخوردی كه درنتیجة آن، امكان خدمت به بندگان خدا كمتر گردد. در اوضاعی كه اكنون شما گرفتار ودرگیر آن هستید، محبوبتر در نزد خدا تنها كسی یا كسانی است كه به خاطر رضای خدا با خدمت به دین و بندگانش تحمّل و گذشتش بیشتر باشد حتی نسبت به اشتباهات وخطاهای مسلّم دیگران؛ وبرای كم ضرر شدن اشتباه ها و خطاها، راه دعوت با حكمت وموعظة حسنه پیماید؛ و خوشوقت وشاكر باشد از تنها كم ضرر بودن غیر برای دین و خلق؛ هر چند از او بیگانه یا حتی نسبت به او كینه ورز باشد. چنان در اطرافم شرایط حضور نافراهم است كه نمی توانم جمله های نوشته را بازخوانم و درست دریابم چه نوشته ام فأوصیكم وآیای بتقوی الله والحذر من خداع الهوی والشیطان (وحاذر النفس والشیطان و اعصهماو ان هما محضاك النصح فاتهم و…).
      قبل از اینكه با رحمت الهی همدیگر را ببینیم، مجموعه ای از اشعار ونظم های سه چهار سال اخیر را –  كه تعبیرهای كوتاه اند از سخنان طولانی دلم با شما – برایتان فرستادم. شاید با رحمت الهی، مطرح شدن تدریجی آنها در جمع قلوب «زیغ زده»، عاملی باشد، برای رسیدن –  یا برگشتنتان –  به آن صفایی كه شما هم مانند من آرزویش دارید، یا اگر – خداناكرده –  هواها و القاءات دشمن دیرین قسم خورده مان، مجال آن اندازه را ندهد، بر كنترل احساسهای خود تا زمانی كه به امید خدا همدیگر را ببینیم، تسلط یابید. اگر تا این حد هم پیش نیاید، به خدایی كه علیرغم همة خطاهایم، در نیّتم در خدمت به بندگانش زیغی نبوده، در آخرت آن روز نهانیها رو شوند، قبل از دشمنان معلوم سابق و لاحق، به شكایت از شما در حضور خدا و شاهد اوّلمان –  صلوات الله و سلامه علیه وآله – خواهم پرداخت كه چنان كردید كه برای دین و امّتش كم خیر گردید. ولاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
برادر دلسوز و دلسوختهتان : احمد  5/8/67
كاكه هادی علاوه بر رسانیدن نامه، زحمت توضیحات را نیز بعهده دارد.

منبع :سایت مکتب قرآن کردستان

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

کفر و ايمان از ديدگاه کاک احمد

10 ژوئیه

با سلام خدمت تمام بزرگواران .

متنی که در زیر مشاهده می کنید مربوط به مساله ی کفرو ایمان است که توسط کاک احمد به تاریخ دوم  آذز ماه سال ۱۳۷۱ در تهران بیان شده است

این متن که به صورت تصویری و به زبان کردی بود توسط مدیر وبلاگ به فارسی ترجمه شد تا علاقه مندان بیش تری از آن بهره گیرند و از طرف دیگر مسایل بسیار دیگری آشکار شود

به هر حال کاک احمد به خاطر ایراد این سخنرانی به کفر و ارتداد متهم شدند.

حال مقایسه با خودتان که آیا این مطالب کفر آمیز است یا خیر .

سوال : سوالی داشتم در رابطه با این مطلب که متاسفانه کم تر توانستم خدمت شما بیایم و مطرح کنم ؛ این است که در نوار و صحبت های جاهای دیگر ، شنیده ام که فرموده اید  در اوضاع کنونی در جهان بنده نمی توانم کسی را بیابم و به او بگویم کافر و او را کافر معرفی کنم . در حالی که در دوره ی پیامبر(ص) و بعد از پیامبر(ص) در دوره ی خلفای راشدین ، جنگ های متعددی وجود داشت با نام کفر و اسلام و از عمده ترین آن می توان به زمان خلافت حضرت ابوبکر ، و پس از رحلت حضرت پیامبر(ص) که افرادی از قبایلی بودند که می گفتد ما تمام دستورات اسلام را انجام می دهیم ولی ذکات را نمی پردازیم و این باعث آن شد که حضرت ابوبکر عالم (رض) ، جهاد و حرب کردند و حتی فرمودند که خودم هم در برابر این ها به جنگ خواهم رفت . این مطلب در این جا چگونه است و آیا مغایرتی ندارد؟ اگر می شود در این باره توضیح دهید.

اظهارات کاک احمد در پاسخ به این سوال:

بسم الله الرحمن الرحیم

این موضوع که در این سوال مطرح شد جزیی است از موضوع کلی تر ، که عبارت است از سیاست بین المللی اسلام .

زودتر به صورت کوتاه و عنوان مانند در حاشیه ای از کتاب « درباره ی کردستان » که حاشیه ای نسبتا طولانی است در باره ی بعضی از اصول سیاست اسلام ، چه سیاست داخلی و چه سیاست بین المللی توضیحاتی داده ام که نمی دانم آن را خوانده اید یا نه. البته توضیح هم نیست بلکه اشاراتی بسیار کوتاه است که اگر توضیح داده شود بسیار طولانی خواهد شد.

چون که از زمانی که حکومت شورا از بین رفت ، حکومت استبدادی فردی بنا نهاده شد در عالم اسلام ، آن که سیاست اسلامی باشد حاکمیتش نماند البته منظور آن نیست که به طور کامل  نماند ، یعنی مبنا بر اساس سیاست اسلامی نبود . حکومت استبدادی ، خودش با تمام همفکرانش ، هرگونه که می خواست حکم می کرد هرچند هر از چند گاهی هم موافق اسلام بود . ولی اگر مخالف اسلام هم می بود کاری نداشت . چون طبیعت حکومت استبدادی این گونه است.

هرچند بعضی از موضوعات فقهی ، بسیار زیاد بسط داده شده و در مورد آن بحث های زیادی شده است اما موضوع سیاست اسلامی بسیار مجمل مانده است. . اگر احیانا ، عملا یا قولا ، مسایلی در این زمینه پیش آمده است غالبا از یکدیگر منقطع اند و با یکدیگر مرتبط نیستند و آن هایی که به طور کامل طبق ضوابط اسلامی بوده اند چه داخلی و چه بین المللی ، برای کسانی که بسیار زیاد اهل تحقیق و مطالعه و آگاه از قرآن هستند هنوز مبهم است . می بینیم برای مثال قیامی  مبارک و با عظمت  از طرف خود خاندان نور و رسالت پیش می آید مانند قیام حضرت حسین (رض)  در حادثه کربلا .

کسی که نسبت به قرآن تتبع داشته باشد ، نباید به دنبال آن بیفتد که ببیند چه می شود و چه نقل خواهد شد ، آن را برای تفکرش مبنا قرار دهد . خیر !. کل این حادثه ( حادثه کربلا) از مجموع نقل و روایات به دست آورد و اصولا روشی صحیح برای آن که به خوبی از تاریخ آگاهی یابیم آن است که تو به دنبال هیچ نقلی به تنهایی نروی ، مجموع تمام نقل های موافق و مخالف را بررسی کنی ، خودت با استنباط خودت بفهمی که قدر مشترک یا حتی قدر مشترک هم کمتر ، روح مطلبی که به دست آید ، آگاه شوی و بر مبنای آن حادثه را ارزیابی کنی. اگر بر مبنای نقل های مختلف انسان هر حادثه ی تاریخی را ارزیابی کند البته نه تنها حادثه بلکه هر جریان بزرگ و عظیم تاریخی را ،  گاها دچار  اشتباه هم خواهد شود .

بگذارید در این جا اشاره ای بکنم هرچند بحث بسیار طولانی است که به زمانی نیاز دارد تا به طور مفصل با کمک خدای متعال آن را تجزیه و تحلیل کنم مانند موضوع سیر و موضوع روایات ، اینک فقط اشاره ای می کنم : همان گونه که معمولا اهل علم در این قرن گذشته که با این دو موضوع برخورد کرده اند ، آن ها را  به نتیجه ای درست نمی رساند . بسیار زیاد به ورطه ی اشتباه هم افتاده اند اشتباهاتی بسیار عمده . و کسی که از قرآن آگاهی داشته باشد می فهمد که این اشتباهات واقعا عمده است . ولی طبق آن روشی که عرض کردم ، از بحث های مخالف و موافق مطالعه می کردند ، از همه ی چیزهایی که مربوط به آن جریان است ، برای مثال روش و سیر خود حضرت رسول (ص) نسبت  به مسایل مختلف ، که اگر از مجموع این چیزهایی که الان به جای مانده است ، روحی را استنباط می کردند ، الان می دانستند که چه چیزی از این روایاتی که در سیر است درست و کدام یک نادرست است. ولی انسان وقتی فقط متن این روایات را مطالعه می کند به راستی به داخل ظلمت و تاریکی و گنگی خواهد افتاد که اصولا واقعیت برایش روشن نخواهد شد که براستی روش حضرت رسول (ص) در این موضوعی که در سیر بحث شده ، چگونه بوده است . چون روایات متعارض اند ، بعضی به صورتی و بعضی نیز به صورتی دیگر آن را روایت می کنند. احادیث هم بدین صورت است . اگر قرار باشد هرکس هر حدیثی که به دستش افتاد به این حساب بگذارد که پیغمبر(ص) چه فرموده اند ، دچار انحرافات بسیار زیادی خواهد شد که انحرافاتی بسیار دور از راه حقیقی اسلام که همان راه قرآن است  و سنت پیامبر چه لفظی و چه عملی و چه تقریری ،  مبین قرآن است ، آن است که قرآن را برای مردم روشن می گرداند . در حالی که اگر هم در سیر و هم در حدیث ، انسان به دنبال این روشی که پیشنهاد می کنم بیفتد ،   در هر حادثه ای دیگر ، حوادث مربوط به زمان های مختلف ، چه مربوط به اسلام و چه مربوط به غیر اسلام و اصولا روش واقعیت شناسی است نسبت به حوادث ،  چه در زمان حال و چه در زمان گذشته . همین حالا نسبت به حوادث زمان خودت . پی بردن به واقعیت این است که تو آن قدر مطالعه کنی در آرا و نظرات مختلف تا تو سیمایی حقیقی و واقعی ولو بسیار محدود و کوچک ، از آن موضوعی که مورد نظر توست ، به دست آوری و آن را درک کنی سپس در آن جا همه چیز را بر مبنای آن می سنجی و می فهمی که کدام درست است و کدام نادرست .

تو به خاطر مطالعه ی مختلف در سیر ، کلیات درست و اساسی از اخلاق و روش پیغمبر(ص) به دست خواهی آورد . هنگامی که آن را بدست آوردی آن گاه است که به درستی می توانی بفهمی چه چیزهایی که در کتب سیر گفته شده ، درست است و چه چیزی نادرست. به همین صورت در احادیث ( هم باید این گونه عمل شود)

در این جا فقط اشاره ای کردم . چون خود همین موضوع هم ، یکی از موضوعات مهم است که لازم است ، اگر توفیق شد ، مقداری حلاجی کنیم .

مسئله ی سیاست اسلامی هم ، عینا به همین روال ( که گفته شد) باید انسان آن را با پشتوانه ی قرآن درک کند. پشتوانه قرار دادن قرآن برای سیاست اسلامی ، بسیار قوی تر و محکم تر است و مانند حدیث و سیر نیست ، چون که قرآن درباره ی حرف های شخصی پیامبر چیزی نمی گوید مگر جمله هایی به صورت استثنا . یا در باره ی این که روش او چگونه بوده است ، مطالبی نمی فرماید مگر اشاراتی به خلق و خو و اخلاق پیامبر(ص) . اما در مورد موضوع سیاست اسلامی ( باید گفت که ) اصول آن را قرآن بنا نهاده است . این تفاوت بسیاری با موضوعات دیگر دارد . به همین خاطر ، آسان تر از آن است که انسان با استفاده از سیر و حدیث به نموداری درست از حقیقت برسد ، در مسئله ی سیاست به آن می رسد . چون که مبانی عمده اولا اصول آن را کلا قرآن بیان داشته است به ویژه اصول سیاست بین المللی . پس از آن مبانی عمده ای از این اصول یا مفصل یا کوتاه بیان فرموده است . به همین دلیل در مسئله ی سیاست ، انسان محقق ، بهتر با پشتوانه ی قرآن می تواند آن روش را به کار گیرد تا به نظرش آید سیاست اسلام در دوره ی حکومت اسلامی ، یعنی زمان پیغمبر اسلام (ص) و خلفای راشدین ، خصوصا زمان حضرت ابوبکر(رض) ، که اگر آن را مطالعه کند بسیار بهتر می تواند پی برد که اصل و ماهیت آن چگونه بوده است ، قیافه ای حقیقی و درست از ماهیت این موضوع ، که عبارت است از سیاست بین المللی اسلامی ، بدست آورد البته داخلی هم جزء آن است اما بیشتر مسئله ی بین المللی مطرح است .

چون که این روش زیاد استفاده نشده است و به همان صورت که پیش تر اشاره کردیم ، موضوعیت آن نمانده است ، حالت فعلیت سیاست اسلامی نمانده است . بحث هایی که در کتب مختلف مشاهده می کنیم انسان را به طور کامل نسبت به سیاست اسلام روشن نمی کند . حتی در این دوران اخیر که حرکت های انقلابی اسلامی در جاهی مختلف در این تقریبا چند دهه ی آخر ، 80 یا 90 سالی است که بسیار به وقوع می پیوندند و مبارزات زیادی انجام می شود ، دانشمندان به این موضوع بسیار توجه کرده اند و از آن بحثی به میان می آورند اما هنوز مشاهده می کنیم که به صورت کامل و جامع ، درباره ی سیاست اسلامی به دست نمی آید . به همین دلیل اگر بخواهم جوابی بسیار رسا به موضوع سوال که عنوان آن جنگ بین اسلام و کفر که اصلا سالبه ی به انتفاع موضوع است که بعدا آن را توضیح خواهم داد . اصلا جنگی بین اسلام و کفر وجود ندارد . اگر بخواهم مفصل آن را توضیح دهم . بسیار زیاد طولانی خواهد شد و خیلی طول خواهد کشید و اینک تصور نمی کنم آن آمادگی را داشته باشم که همین طور بدون فکر کردن و مراجعات مجدد به قرآن تمام آن مطلب را بیان کنم . اما به خاطر اهمیت این موضوع ، حیفم می آید که به صورت کوتاه ، روشن تر در این باره صحبت نکنم . بدین صورت که اگر کسی این جواب را شنید ، بتواند مفهومی درست از سیاست بین المللی اسلامی را درک کند  . در این حد لازم است مقداری توضیح دهم ، اصولی کلی و درست .

عرض کنم به همان صورت که در اصل سوالتان بود ، توضیح بسیاری داده ام درباره ی ایمان و کفر . این دو در مقابل یکدیگر قرار دارند و اسلام و کفر مقابل یکدیگر نیستند . توضیحات بسیاری گفته و نوشته ام .

کفر ، عبارت نیست از مسلمان نبودن . در اصلاح منطق دو چیز که مخالف یکدیگر باشند معمولا آن را به دو صورت در می آورند ( که عبارت است از) متناقضین و متضادین . متناقضین فقط دو صورت پیدا می کند امکان ندارد چیزی دیگر باشد . این چیز این گونه است یا آن گونه . یعنی بار ایجاب و سلب ، مثبت و منفی . بله ! این فقط دو چیز است . ولی متضادین . نه ! که مرجع آن تضاد است. لازم نمی کند که فقط دو چیز باشند . بله ! سیاه و سفید متضادین اند اما همین دو نیستند ، سبز و زرد و قرمز ، رنگ های اصلی و فرعی بیشمار . همه ی این ها هم متضادند ، اگر آن را با سیاه بگیری یا با سفید یا با یکدیگر . در نتیجه اگر دو چیز متناقض بودند ، اگر یکی نبود ، حتما دیگری است . شکی در این نیست . اگر یکی از این دو بودند ، حتما دیگری نیست یعنی نه جمع آن ها ممکن است و نه نبودنشان . نه می شود  هر دو باشند و نه می شود هیچ کدام نباشند ، حتما یکی از این دو موجود اند. ولی متضادین این گونه نیست . به عنوان مثال می شود که سیاه نباشد ، سفید نباشد ، چیزهایی دیگر باشد . مساله ی اسلام و کفر ،  نه ایمان و کفر . مساله ی اسلام و کفر با یکدیگر دو متضادند نه دو متناقض . می شود اسلام نباشد ، کفر هم نباشد ، چیز دیگری باشد . چرا؟ چون کفر مقابل ایمان است . ایمان عبارت است از خصلت دوست داشتن حق ، موافق بودن با حق . اما خاصیت و لازمه ی آن را عرض می کنم . یکی از ارکان آن نیز که بسیار ارزشمند و مهم و پر خیر و برکت است عبارت است از محبت . اگر ایمان در دلی باشد ، خصلت تسلیم شدن در برابر حق نیز ، دوست داشتن حق در آن دل هست ، محبت نیز هست البته نه خودخواهانه . شدیدترین کافران ممکن است گاهی حق را دوست داشته باشد اما هم چنان نفعی از آن به سوی خودش است ، ممکن است محبتی نیز داشته باشد ولی باز به اعتبار منفعت برای خود است چون که خصلت کفر اصلا همان دو مطلب و خصلت را ( محبت و دوست داشتن حق) از بین می برد . ذات و خصلت کفر عبارت است از حق ستیزی . آن است که انسان آگاهانه حقیقت را دریابد ، از آن متنفّر باشد و در برابر آن بایستد . کفر اصلا یعنی این . ایمان درست مقابل آن است ، این است که اگر چیزی را به حق دانست آن را دوست دارد و علاقه مند باشد که به هر اندازه که امکان داشته باشد و پرورشش اقتضا کند  برای (رسیدن به آن ) تلاش کند. آن کفر با محبت ناسازگار است ( که توضیح آن طول می کشد) ، اما این (ایمان) با محبت سازگار است . البته اگر جنبه ی خودخواهی باشد دیگر این حق دوستی نیست ، این محبت نیست و ارزشی هم ندارد .

در برابر اسلام ، هم کفر است ، هم نفاق است ، هم ( آنچه که پیش تر به آن اشاره کردیم) فتری بودن است . این سه می باشد. یعنی انسان ها وقتی به اسلام پایبند نباشند ممکن است فتری باشند که به طور عادی این گونه است و در اکثریت انسان ها این گونه است . یعنی مطلب وحی را درست درک نکرده اند . سپس در این جا میل خودش است ، با تربیت بت پرستی آبا و اجدادی خود و یا مسیحیت و یا یهودیت و یا هر چیز دیگر پرورش یافته ، در این جا به کیف اوست . این ها فتری اند . فتری به نسبت فتره به معنای فاصله ای میان ارسال پیام الهی یا رسیدن پیام الهی به انسان ها به وجود بیاید و انسان ها از حقیقت دین و هدایت الهی بیگانه شده باشند .

دسته ای دیگر که کافر اند عبارتند از کسانی که حق در مقابلشان قرار گیرد و با آگاهی با آن مقابله کنند ، با آن جنگ کنند و از آن متنفر باشند و بخواهند که آن را از میان بردارند .

دسته ای دیگر که منافق اند و بدین صورت آن ها نیز مایلند که با آن جنگ کنند ولی با ظاهر اسلامی . پس ضد اسلام سه دسته می شوند.

نه این که هرکس مسلمان نباشد کافر است ، این یکی از باطل ترین تصوّرات است و خودخواهانه ترین و فاسد ترین تصورات است که متاسفانه بسیار رواج یافته است و اینک مسلمانان و شاید بسیاری از علما بر این باورند که هرکس مسلمان نباشد کافر است .

عجیب ( این عقیده) باطل است ، عجیب ضد اسلام است و عجیب ناسازگار است با روح مسلمانی . کسی که روح مسلمانی را دارا باشد ، این گونه تصوری ندارد . انسان ها را این گونه محسوب نمی کند . حساب خدای متعال با انسان ها به نحوی دیگر است . اگر این را بگویم ، آیات قرآن را برایش بیان کنم ، بسیار طول خواهد کشید . در وقت های مختلف بحث شده است و چون لفظ فتره را برای آن معنا به کار بردم ، بهتر است آن را برای زمان های کوتاه کوتاه و متعارف بیان نکنم . در وقت هایی پیش آمده است که در این رابطه آیات متعددی را بیان داشته ام ، اینک فقط اشاره ای می کنم و نمی توانم آن را ( به طور کامل ) توضیح دهم .

برای مشاهده ی متن کامل بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

امامت و ولایت

9 ژوئیه

امامت و ولایت از دیدگاه شهید کاک ناصر سبحانی

روزگاری بود كه: دیدگان را در دیدن آیات خدا در كرانه‌‌ها و در خود، و دل‌ها را در شناخت آن سوی مرزهای میدان بُردِ دیدگان، دستگیری هادی و هادیی دستگیر بود كه از نزد خداوند جهانیان بر قوه شنیدن انسان، فرود آمده بود. تا آنگاه كه بینشی حق، دل‌ها را دگرگون و فروزان كرده؛ رجاها و خوف‌های باطل بیگانه را بیرون رانده و قلمرو درون را از آن رغبت در رحمت و رهبت از ملك(1) خداوند ذی‌الجلال و الاكرام گردانیده بود، ندای چنین كن و چنان مكن بر آن قوه پذیرا فرود آمدن گرفته، شر همچون باطل رخت بربسته، خیر همچون حق در این پهنه جای گزیده بود و هدایت ربانی، نه بر روی صفحات قرآن‌های چاپ شده در چاپخانه‌های بیگانگان بیگانه و آشنایان بیگانه‌تر، بلكه مجسم در بهترین فرد از فرزندان آدم و نیكوترین جمع از جماعت‌های زمینیان بود. خوشا آن روزگار(2).

سپس ایامی دیگر آمد كه خودباختگان را، ساخته و پرداخته‌های یونان و ایران و هند و چین و دور و نزدیك، قافله‌سالار گشته، قوه شنیدن كودن و دیدگان مات و دل‌ها سرگشته و صحنه به اذهانِ سفتِ سرد سپرده گردیده و پسندیده‌ها با نكوهیده‌ها درآمیخت. و دگرگونی همان و ناآشنا آمدن زبان قرآن و رخسار سیرت فردی پیامبر(صلی الله علیه و سلم) و سنت جمعی اصحاب همان. و چنان شد كه الفاظ قرآن و معانی از این و آن و ولایت خلعت فلان و امامت هدیه بهمان گشت. و رخ نمود آنچه‌كه نشایست و شد آنچه كه نبایست.

و اكنون … چه دشوار است كه -به عنوان نمونه- دستی از غریبی، در میدان تحریر مسأله ولایت، آنگونه كه خدا پسندد قلمی راند. یا زبانی از ناخوانده‌ای(3) بر منبر تبیین مطلب امامت، با زبان قرآن سخنی گوید. كه وی را جائزه و پاداش خشم از این است و كینه از آن… پس دستی باید كه برای خدا جنبد و زبانی شاید كه به رغبت و رهبت غیر او نپیچد، پس با نام وی آغاز كن: 

و قل حسبی الله لااله‌الا هو علیه توكلت و هو رب العرش العظیم …

متن کامل را در ادامه ی مطلب مشاهده فرمایید…

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

درباره ما

9 ژوئیه

بسم الله الرحمن الرحیم

و صل الله علی سیدنا و نبینا و شفیعنا محمد و علی آله و اصحابه المجاهدین المخلصین

وبلاگ ناجی کرد اوایل تیرماه جهت نشر آثار کاک احمد مفتی زاده (رحمه الله علیه) ساخته شد تا همگان بتوانند از آثار این اسوه ی مقاومت و ایثار در کردستان استفاده ببرند .

این وبلاگ در آن هدف است تا بتواند اسلام حقیقی به از دور تحجر گرایی و یا علم زدگی را نمایان سازد . در مرام این وبلاگ هیچ گاه هیچ شخصی و یا گروهی تکفیر ، تلعین و توهین نمی بینند . این وبلاگ همانند عقیده ی رهبر فقید خود به عدم وجود کافر در پهنه ی زمین اعتقاد دارد . برای مشروح این عقیده می توانید به نوار کفر و ایمان کاک احمد مفتی زاده مراجعه فرمایید .نویسنده وبلاگ خود را به هیچ گروه و حزب و حرکت اسلامی منتسب نمی داند و این به معنای جدایی از حرکات اسلامی نیست . با تمام حرکات و گروه ها و احزاب اسلامی در ارتباطی دوستانه و برادرانه هستیم و به دلیل باور به حجت نسبی و حجت مطلق هیچ گاه به هیچ گروهی توهین نخواهیم کرد و تهمت نخواهیم زد .

نسبت به گروه ها و حرکات اسلامی دیگر با حرکت کاک احمد مفتی زاده یعنی مکتب قرآن بیش تر در تعامل هستیم و عقاید خود را بیش تر بدان حرکت نزدیک تر می بینبم اما بنده هیچ گاه نماینده ی تفکر آنان نیستم و در قبال اعمال و عقاید خود ٬  خود مسئول هستم نه مکتب قرآن و یا هر حرکت دیگر .


در این وبلاگ از آثار دیگر دانشمندان و متفکران دینی هم استفاده می شود و گاها امکان دارد بعضی از مطالب با عنوان وبلاگ هماهنگی نداشته باشد .

این وبلاگ قصد دارد به یاری خداوند آثار کاک احمد را به فارسی برگردانده و در اختیار عموم قرار دهد . هم چنین آثار سایر یاران کاک احمد در این فهرست قرارخواهد گرفت .

از تمامی دوستان هم مسیر تقاضا دارم که این حقیر را یاری کرده تا همه بتوانند از آثار ارزشمند کاک احمد استفاده ببرند .

این وبلاگ آماده پاسخ گویی به شبهات و سوالات دوستان در رابطه با فلسفه و فقه و کلام و هم چنین سوالات در رابطه با عقاید کاک احمد و یاران ایشان می باشد که توسط  کارشناس ارشد فقه شافعی بدان پاسخ داده می شود .

این وبلاگ دارای بخش های گوناگونی می باشد که ان شا الله در آینده متنوع تر و پربارتر خواهد گردید . از جمله قسمت های مفید دیگر آن می توان به کتابخانه ناجی کرد ، اخبار دنیای اسلام ، شخصیت های دینی ، مکتب قرآن ، مکاتب کلامی ، تاریخ اسلام ، اصحاب رسول الله ، شعر ، مناظره ، گالری عکس نام برد که به یاری خداوند همگی به صورتی کاملا منظم و مرتب طبقه بندی خواهند شد هم چنین قطعا در ادامه تکمیل و پربارتر می شوند تا دوستان بتوانند از آن نهایت استفاده را ببرند .

دوستانی که مایل به تبادل لینک و یا لوگو هستند بنده را از این امر مطلع سازند تا لینکشان در وبلاگ قرار گیرد .

لینک ما :

با تشکر از دوست عزیزم مدیر وبلاگ ندای توحید به خاطر ساخت این لوگوی زیبا برای وبلاگ ناجی کرد

هم چنین برای عضویت در خبرنامه برای دریافت پست الکترونیک و برای اطلاع از به روز رسانی وبلاگ می توانید از قسمت زیر که در وبلاگ و در قسمت آرشیو سمت چپ وبلاگ نیز قرار دارد ایمیل خود را وارد کنید و عضو شوید تا هنگام به روز رسانی وبلاگ از آن مطلع گردید :


اضافهحذف

در ضمن در صورت باز نشدن وبلاگ و یا وجود مشکل در آن -برای مثال فیلتر شدن احتمالی و یا خراب شدن سرور میهن بلاگ – می توانید از وبلاگ پشتیبانی ناجی کرد به آدرس http://najee-kurd.blogfa.com/ استفاده کنید که در سرور بلاگفا قرار دارد .

منتظر یاری و نظرات گهربار شما هستیم

با تشکر

ناجی کردهرچه می خواهد دل تنگت بگو

دین و انسان

8 ژوئیه

 عصر ما ، عصر پیشرفت تمدن و عصر فضا نام دارد اما مشقت ها و بدبختی ها و رنج های انسان این عصر ، بدون تردید به مراتن هملناک تر از آن چه انسان عصر جنگل تحمل می کرد. انسان آن روزگاران هر رنجی که می دید از دیگر جانداران و از فشار های نظام نا شناخته ی طبیعت بود و خیلی محدود و نا چیز و قابل تحمل بود اما رنج های بی کران و سنگین انسان امروز از دست خود انسان است…

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

به خواندن ادامه دهید

عکس هايی از کاک احمد مفتی زاده

8 ژوئیه

این چند عکس از کاک احمد مفتی زاده تقدیم به تمام دوستداران آن بزرگوار

برای مشاهده ی تمام عکس ها می توانید روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

هرچه می خواهد دل تنگت بگو